یکی از مشهورترین جملههای تاریخ یوگا تنها سه واژه اصلی دارد: Yogaś citta-vṛtti-nirodhaḥ؛ سوترای ۱.۲ از «یوگا سوتراهای پاتانجلی». این عبارت معمولاً به شکلهایی مانند «یوگا آرامکردن نوسانات ذهن است»، «یوگا مهار دگرگونیهای چیتا است» یا «یوگا سکونِ فعالیتهای ذهنی است» ترجمه میشود. کوتاهی جمله باعث شده طی قرنها تفسیرهای متفاوتی از واژههای آن شکل بگیرد.
سوترای دوم:
yogaś citta-vṛtti-nirodhaḥ
ترجمه پیشنهادی برای این مقاله: «یوگا، آرامگرفتن و مهار دگرگونیهای چیتا است.» واژه «نیرودها» ترجمه واحد و کاملاً بیمناقشهای ندارد؛ «مهار»، «بازداشتن»، «سکون» و «فروکش کردن» از معادلهایی هستند که مترجمان و مفسران مختلف به کار بردهاند.
چرا سوترای ۱.۲ اینقدر مهم است؟
سوترای ۱.۱ با «اکنون، آموزش یوگا» آغاز میشود و بلافاصله در سوترای ۱.۲ پاتانجلی تعریفی بسیار فشرده از یوگا ارائه میدهد. به همین دلیل، بسیاری از مفسران جدید این عبارت را «قلب» یا «تعریف مرکزی» یوگای پاتانجلی میدانند. البته تعبیر «قلب یوگا» خودِ عبارت پاتانجلی نیست؛ یک توصیف تفسیری برای اهمیت این سوتراست.
برای فهم آن نیز بهتر است سوترای دوم را جدا از آیات بعدی نخوانیم. سوترای ۱.۳ میگوید در آن حالت، «بیننده در سرشت خویش استقرار مییابد» و سوترای ۱.۴ توضیح میدهد در حالتهای دیگر، بیننده با وریتیها همانند میشود. بنابراین موضوع فقط «آرام شدن» برای احساس راحتی نیست؛ این سوترا در دستگاه فلسفی پاتانجلی به شناخت تمایز میان آگاهی یا پُروشا و فرایندهای ذهنی مربوط میشود.
سوترا یعنی چه؟
واژه Sūtra در زبان سانسکریت در اصل با مفهوم «رشته» یا «نخ» ارتباط دارد و در ادبیات هند به جملههای بسیار فشرده و موجزی گفته میشود که یک نظام آموزشی را در قالب عباراتی قابل حفظ ارائه میکنند. همین اختصار سبب میشود سوتراها بدون شرح و تفسیر، گاهی چندمعنا یا دشوار باشند.
یوگا سوترا مجموعهای نظاممند از آموزشهای فلسفی و عملی یوگاست. تاریخ دقیق تدوین آن محل بحث پژوهشگران است و برآوردها متفاوتاند؛ برخی پژوهشهای تاریخ فلسفه هند، تدوین متن را در چند سده نخست میلادی قرار میدهند.
کلمهبهکلمه: Yogaś citta-vṛtti-nirodhaḥ
۱. یوگا (Yoga)
در کاربرد امروزی، یوگا اغلب با آسانا و تمرینهای بدنی شناخته میشود؛ اما در یوگا سوترا، مفهوم یوگا بسیار گستردهتر است. آسانا تنها یکی از هشت بخش مسیر معروف به آشتانگا یوگا است و در کنار یاما، نیاما، پرانایاما، پراتیاهارا، دهارانا، دهیانا و سامادهی قرار میگیرد.
۲. چیتا (Citta)
«چیتا» را معمولاً «ذهن»، «میدان ذهنی»، «روان» یا «ذهن ـ آگاهی» ترجمه میکنند، اما هیچکدام تمام بار معنایی آن را منتقل نمیکنند. در سنت فلسفی یوگا و سانکهیا، چیتا را میتوان مجموعهای از کارکردهای ذهنی دانست که ادراک، تشخیص، حسِ «من»، حافظه و فرایندهای شناختی را در بر میگیرد.
در توضیح سنتی، ماناس با دریافت و هماهنگی دادههای حسی، بوددهی با تشخیص و داوری، و آهامکارا با حس «من» مرتبطاند. بهتر است چیتا را صرفاً «حافظه» یا یک «بخش چهارم ذهن» ندانیم؛ در شرحهای کلاسیک، چیتا اغلب برای کل میدان روانی به کار میرود.
اصلاح یک برداشت رایج: «دْرَشتا» یا «بیننده» بخشی از چیتا نیست. در سوترای ۱.۳، draṣṭṛ به «بیننده» یا آگاهیای اشاره میکند که در فلسفه کلاسیک یوگا با پُروشا مرتبط است و از فرایندهای ذهنی متمایز دانسته میشود.
۳. وریتی (Vṛtti)
واژه «وریتی» را به «دگرگونی»، «حالت»، «فعالیت» یا «نوسان» ذهن ترجمه میکنند. منظور فقط افکار مزاحم یا منفی نیست؛ هر حالتی که چیتا به خود میگیرد میتواند وریتی باشد.
پاتانجلی در سوترای ۱.۵ و ۱.۶ پنج گروه اصلی وریتی را معرفی میکند:
|
وریتی |
معنای تقریبی |
توضیح کوتاه |
|
Pramāṇa |
شناخت معتبر |
دانشی که از راههای معتبر شناخت حاصل میشود. |
|
Viparyaya |
شناخت نادرست / خطا |
برداشتی که با واقعیت موضوع منطبق نیست. |
|
Vikalpa |
تصور / مفهومسازی |
فعالیت ذهنی وابسته به واژه یا تصور بدون موضوع خارجی متناظر. |
|
Nidrā |
خواب |
خواب نیز در این نظام نوعی حالت ذهنی به حساب میآید. |
|
Smṛti |
حافظه |
حفظ و بازآوری تجربهها و ادراکهای گذشته. |
نکته مهم این است که پاتانجلی وریتی را مساوی «افکار بد» نمیداند. حتی شناخت صحیح نیز یک وریتی است. وریتیها میتوانند کلیشتا، یعنی رنجآور، یا آکلیشتا، یعنی غیررنجآور و همسو با مسیر یوگا باشند.
۴. نیرودها (Nirodha)
نیرودها دشوارترین واژه این سوترا برای ترجمه است. در ترجمههای مختلف از «بازداشتن»، «مهار»، «کنترل»، «سکون»، «فروکش کردن» و «cessation» استفاده شده است. اگر آن را فقط «سرکوب افکار» معنی کنیم، احتمال سوءبرداشت زیاد میشود.
یوگا سوترا آموزش نمیدهد که با زور جلوی هر فکر یا احساس را بگیریم. در خود متن، پاتانجلی در سوترای ۱.۱۲ میگوید این نیرودها از راه ابیاسا (تمرین مداوم) و وایراگیا (عدم وابستگی / وارستگی) پرورش مییابد. بنابراین با یک فرایند تدریجی تمرین و رها کردن چسبندگی روبهرو هستیم، نه جنگ با ذهن.
آیا هدف یوگا «خالی کردن ذهن» است؟
عبارت «خالی کردن ذهن» میتواند گمراهکننده باشد. ذهن انسان بهطور طبیعی ادراک، فکر و حافظه تولید میکند. در تمرین مراقبه نیز ممکن است افکار فراوانی ظاهر شوند. در مسیر عملی، فرد یاد میگیرد کمتر با هر فکر یکی شود و توجه را با ثبات بیشتری هدایت کند.
از منظر فلسفه کلاسیک پاتانجلی، هدف نهایی فراتر از یک تکنیک آرامسازی ساده است و به تمایز آگاهی از فعالیتهای چیتا و در نهایت رهایی مربوط میشود. بنابراین بهتر است میان کاربرد امروزی مراقبه برای آرامش و تمرکز و هدف رهاییبخش یوگای کلاسیک تفاوت بگذاریم.
ابیاسا و وایراگیا؛ پاتانجلی چگونه راه را نشان میدهد؟
ابیاسا (Abhyāsa):
تلاش پیوسته برای استقرار در ثبات ذهنی. سوترای ۱.۱۴ نیز بر تمرین طولانیمدت، پیوسته و با جدیت تأکید میکند.
وایراگیا (Vairāgya):
کاهش چسبندگی و تشنگی نسبت به موضوع تجربه؛ یعنی دیدن فکر، حس یا میل بدون اینکه الزاماً مجبور باشیم از آن پیروی کنیم.
تمرین ساده برای مشاهده وریتیها
تمرین زیر قرار نیست ذهن را «خاموش» کند. هدف این است که تفاوت میان ظهور یک فکر و دنبال کردن آن را بهتر احساس کنید:
۱. ۵ دقیقه در وضعیت راحت بنشینید؛ روی صندلی، زمین یا کوسن.
۲. چند چرخه تنفس طبیعی را بدون تغییر دادن آن مشاهده کنید.
۳. وقتی فکری ظاهر شد، فقط نوع آن را تشخیص دهید: «برنامه»، «خاطره»، «قضاوت»، «تصویر» یا «نگرانی».
۴. لازم نیست فکر را بیرون کنید. توجه را آرام به حس تنفس برگردانید.
۵. هر بار که ذهن دوباره منحرف شد، همین فرایند را تکرار کنید.
سرگردان شدن ذهن شکست تمرین نیست. لحظهای که متوجه میشوید توجه رفته و آن را برمیگردانید، خودِ فرایند مشاهده و تمرین در حال رخ دادن است.
برای آشنایی با پژوهشهای جدید درباره مراقبه و مغز نیز میتوانید مقاله مدیتیشن چه تأثیری بر مغز دارد؟ را بخوانید.
سوترای دوم چه ارتباطی با آسانا دارد؟
تمرین آسانا میتواند موقعیتی برای مشاهده وریتیها باشد. مقایسه خود با نفر کناری، ترس از یک حرکت، میل به رسیدن سریعتر به نسخه پیشرفته، خاطره یک آسیب یا قضاوت درباره بدن، همگی نمونههایی از فعالیت ذهن در حین تمریناند.
در این نگاه، آسانا فقط اجرای شکل حرکت نیست؛ فرصتی است برای اینکه فرد ببیند توجه چگونه جابهجا میشود و آیا میتواند بدون فشار اضافی، دوباره به تنفس، حس بدن و کیفیت حرکت بازگردد.
نکته: این سوترا نباید به این معنا تفسیر شود که احساسات انسانی «بد» هستند یا باید سرکوب شوند. یوگا یک نظام فلسفی تاریخی است و زبان آن با روانشناسی بالینی امروز یکسان نیست.
۵ سوءبرداشت رایج درباره «یوگا چیتا وریتی نیرودها»
-
«باید هیچ فکری نداشته باشم.» ظهور فکر طبیعی است؛ تمرین عملی با مشاهده و هدایت توجه آغاز میشود.
-
«هر فکر یک مانع منفی است.» پاتانجلی حتی شناخت معتبر را یکی از پنج وریتی میداند.
-
«نیرودها یعنی سرکوب احساسات.» این ترجمه بیشازحد ساده است و میتواند گمراهکننده باشد.
-
«اگر بعد از آسانا آرام شدم، سوترای ۱.۲ را کامل تجربه کردهام.» آرامش ارزشمند است، اما هدف کلاسیک سوترا عمیقتر و رهاییبخش است.
-
«چیتا همان حافظه است.» حافظه یا smṛti یکی از وریتیهاست؛ چیتا مفهوم گستردهتری دارد.
سؤالات متداول درباره سوترای دوم یوگا
متن اصلی سوترای دوم چیست؟
متن سانسکریت آن «yogaś citta-vṛtti-nirodhaḥ» است و به شکلهای مختلفی مانند «یوگا مهار یا آرامگرفتن دگرگونیهای چیتا است» ترجمه میشود.
چرا ترجمههای این سوترا متفاوتاند؟
زیرا واژههایی مانند citta، vṛtti و بهویژه nirodha معادل دقیق و واحدی در فارسی یا انگلیسی ندارند و هر ترجمه بخشی از تفسیر مترجم از نظام فلسفی یوگا را نیز بازتاب میدهد.
چیتا همان ذهن است؟
«ذهن» نزدیکترین ترجمه عمومی است، اما چیتا در فلسفه یوگا از واژه mind گستردهتر یا دستکم متفاوت است و مجموعهای از فرایندهای ادراکی، شناختی، حافظهای و حسِ من را در بر میگیرد.
آیا هدف مراقبه متوقف کردن فکر است؟
در تمرین ابتدایی، هدف عملی معمولاً حذف اجباری فکر نیست؛ بلکه مشاهده حواسپرتی و بازگرداندن توجه است. در فلسفه کلاسیک پاتانجلی، هدف نهایی به حالت عمیقتری از مهار فعالیتهای چیتا مربوط میشود.
پاتانجلی برای آرام کردن وریتیها چه روشی پیشنهاد میکند؟
در سوترای ۱.۱۲، دو اصل «ابیاسا» یا تمرین مداوم و «وایراگیا» یا عدم وابستگی بهعنوان راه مهار وریتیها معرفی میشوند.
جمعبندی
«Yogaś citta-vṛtti-nirodhaḥ» یکی از فشردهترین و اثرگذارترین تعریفهای یوگاست. این جمله را نمیتوان فقط به «مثبت فکر کردن»، «خالی کردن ذهن» یا آرامش بعد از آسانا فروکاست. چیتا میدان فعالیت ذهنی است، وریتی حالتها و دگرگونیهای آن است و نیرودها به فرایند مهار و فروکش کردن این فعالیتها اشاره دارد. پاتانجلی بلافاصله این تعریف را با مفهوم «بیننده» و سپس با تمرین مداوم و عدم وابستگی پیوند میدهد. از این منظر، سوترای دوم نه دعوت به جنگ با ذهن، بلکه آغاز یک مسیر منظم برای شناخت رابطه ما با ذهن و آگاهی است.
شناسنامه نسخه اولیه:
گردآوری و ترجمه نسخه اولیه: بهاره جعفری صمیم
منابع نسخه اولیه: YogaBasics، The Yoga Sanctuary و Yoga Journal
منابع
Patañjali. Yoga Sūtra 1.1–1.16؛ متن و سنت تفسیری کلاسیک.
Internet Encyclopedia of Philosophy — The Yoga Sutras of Patanjali؛ بخش Philosophy and Psychology of Mind.
Cambridge Core — Patañjali's Yoga as Therapeia؛ تحلیل فلسفی Yoga Sūtra 1.1–1.6.
Iyengar, B. K. S. — Light on the Yoga Sutras of Patanjali.
YogaBasics — The Second Sutra: The Heart of Yoga. Kathleen Bryant.
Yoga Journal — Intro to Yoga Philosophy: Sutra School 1.2. Richard Rosen.