سوترای سوم پاتانجلی ادامه مستقیم سوترای دوم است. در سوترای ۱.۲، یوگا با عبارت مشهور Yogaś citta-vṛtti-nirodhaḥ تعریف میشود؛ یعنی مهار یا فروکشکردن دگرگونیهای چیتا. سپس در سوترای ۱.۳ پاتانجلی میگوید وقتی این وضعیت برقرار است، «بیننده» در سرشت خود استقرار مییابد.
متن سوترای ۱.۳:
tadā draṣṭuḥ svarūpe'vasthānam
ترجمه پیشنهادی: «آنگاه، بیننده در سرشت خویش استقرار مییابد.»
عنوان قدیمی این مقاله از تعبیر «رونمایی از خود واقعی» استفاده میکرد. این تعبیر برای توضیح عمومی قابلفهم است، اما در فلسفه کلاسیک پاتانجلی بهتر است دقیقتر بگوییم موضوع سوترا، دْرَشتا (بیننده) یا پُروشا و تمایز آن از فعالیتهای ذهنی است؛ نه کشف شخصیت پنهان، هویت اجتماعی یا «بهترین نسخه خود».
سوترای سوم چه ارتباطی با سوترای دوم دارد؟
این دو سوترا بهتر است کنار هم خوانده شوند. سوترای ۱.۲ میگوید یوگا به نیرودهای وریتیهای چیتا مربوط است و سوترای ۱.۳ نتیجه آن را بیان میکند: «آنگاه» بیننده در سرشت خود قرار میگیرد. سوترای ۱.۴ نیز بلافاصله توضیح میدهد که در حالتهای دیگر، بیننده با وریتیها همانند یا همهویت میشود.
بنابراین سوترای سوم یک جمله مستقل درباره «خودشناسی» به معنای رایج امروز نیست؛ بخشی از یک زنجیره استدلالی است که درباره رابطه آگاهی و فعالیتهای ذهنی سخن میگوید.
برای شرح کامل سوترای قبلی میتوانید مقاله سوترای دوم یوگا؛ معنی Yogaś citta-vṛtti-nirodhaḥ را بخوانید.
معنی کلمهبهکلمه «tadā draṣṭuḥ svarūpe'vasthānam»
|
واژه |
معنی تقریبی |
توضیح |
|
Tadā |
آنگاه / در آن زمان |
به وضعیت توصیفشده در سوترای ۱.۲ اشاره میکند. |
|
Draṣṭuḥ |
از آنِ بیننده / بیننده |
از ریشه dṛś، «دیدن». در شرح کلاسیک با پُروشا یا اصل آگاهی مرتبط است. |
|
Svarūpe |
در سرشت یا صورت خویش |
sva یعنی «خود/خویش» و rūpa یعنی «صورت، شکل یا ماهیت». |
|
Avasthānam |
استقرار، ماندن، قرار گرفتن |
به قرار گرفتن یا استقرار در یک وضعیت اشاره دارد. |
«بیننده» یا Drashta کیست؟
در فلسفه کلاسیک یوگا، «بیننده» با پُروشا (Puruṣa) مرتبط است؛ اصل آگاهی که از ذهن، بدن و دیگر دگرگونیهای پراکریتی متمایز دانسته میشود. این تمایز یکی از پایههای فلسفه سانکهیا و یوگای پاتانجلی است.
بنابراین «بیننده» را نباید با فکرها، حافظه، شخصیت، نقش اجتماعی یا حتی خودِ چیتا یکی دانست. چیتا و وریتیهای آن در این نظام بخشی از پراکریتیاند، در حالی که پُروشا اصل آگاهی دانسته میشود.
اصلاح مهم نسخه قدیمی: در متن قبلی، سوترای سوم در پایان با «آتمن یا وحدت فرد با جهان هستی» توضیح داده شده بود. این تفسیر بیشتر به بعضی خوانشهای ودانته و سنتهای غیر دوگانه نزدیک است. یوگای کلاسیک پاتانجلی، در چارچوب سانکهیایی، میان پُروشا و پراکریتی تمایز بنیادین قائل است و نباید بدون توضیح این دو سنت را یکی گرفت.
استعاره کوه و دریاچه؛ چرا برای این سوترا مفید است؟
نسخه قبلی مقاله از تصویر کوهی که در آب دریاچه منعکس میشود استفاده میکرد. این استعاره برای فهم مقدماتی مفید است: کوه را میتوان نمادی از «بیننده» و سطح آب را نمادی از فعالیتهای چیتا در نظر گرفت. وقتی آب متلاطم است، تصویر کوه تار میشود؛ اما خود کوه از بین نرفته است.
با این حال، باید به یاد داشت که این تمثیل آموزشی است و متن خودِ سوترای ۱.۳ از کوه، دریاچه یا بازتاب سخن نمیگوید.
آیا سوترای سوم میگوید ذهن باید کاملاً بدون فکر شود؟
سوترای ۱.۳ را نباید به توصیه ساده «هیچ فکری نداشته باش» تبدیل کرد. معنای آن به وضعیت نیرودها در سوترای ۱.۲ وابسته است و مفسران درباره ظرافت معنای نیرودها بحثهای فراوانی دارند.
در تمرین روزمره، تلاش برای سرکوب اجباری افکار معمولاً راه مفیدی برای شروع مراقبه نیست. میتوان بهجای جنگیدن با فکر، ظهور آن را دید و توجه را دوباره به موضوع تمرین بازگرداند. این تمرین عملی با هدف نهایی فلسفه کلاسیک یوگا یکسان نیست، اما میتواند برای فهم تجربه «تماشا کردن بدون یکی شدن با هر فکر» مفید باشد.
تمرین عملی: از فکر به «مشاهده فکر» بروید
تمرین زیر یک تمرین مدرن الهامگرفته از مفهوم بیننده است و ادعا نمیکند که تجربه کامل سوترای ۱.۳ را ایجاد میکند. هدف آن فقط ایجاد فاصلهای کوچک میان «داشتن یک فکر» و «یکی دانستن خود با آن فکر» است.
۱. ۵ دقیقه در وضعیت راحت بنشینید؛ روی صندلی، زمین یا کوسن.
۲. توجه را برای چند تنفس روی حس دم و بازدم نگه دارید.
۳. وقتی فکری ظاهر شد، بدون تحلیل فقط بگویید: «فکر است»، «خاطره است»، «برنامه است» یا «نگرانی است».
۴. از خود نپرسید «چطور این فکر را حذف کنم؟»؛ فقط متوجه شوید که میتوانید آن را مشاهده کنید.
۵. توجه را آرام به تنفس یا حس بدن برگردانید و این چرخه را تکرار کنید.
اگر ذهن چندین بار منحرف شد، تمرین خراب نشده است. هر بار که متوجه میشوید «من درگیر یک فکر شده بودم» و دوباره به مشاهده برمیگردید، تفاوت میان تجربه و مشاهده تجربه کمی روشنتر میشود.
برای آشنایی با پژوهشهای جدید درباره مراقبه و مغز نیز میتوانید مقاله مدیتیشن چه تأثیری بر مغز دارد؟ را بخوانید.
آیا مراقبه ما را از «مغز چپ» به «مغز راست» میبرد؟
نسخه قدیمی مقاله میگفت هنگام آرام شدن ذهن «صداهای سمت چپ مغز کاهش مییابد و یوگی به سمت راست مغزش تغییر جهت میدهد». این توضیح با دانش امروز علوم اعصاب دقیق نیست.
مغز واقعاً دارای جانبیشدن برخی کارکردهاست؛ برای مثال زبان در بسیاری از افراد بیشتر با شبکههای نیمکره چپ ارتباط دارد. اما تقسیمبندی ساده «مغز چپ = منطق» و «مغز راست = شهود و معنویت» یا این ایده که فرد در مراقبه از یک نیمکره به نیمکره دیگر «منتقل» میشود، پشتوانه علمی ندارد. مراقبه شبکههای گستردهای در هر دو نیمکره را درگیر میکند.
«خود واقعی» در این سوترا چه چیزی نیست؟
-
نام، شغل، سن یا جایگاه اجتماعی شما نیست.
-
به معنی پیدا کردن «شخصیت ایدهآل» یا نسخه کاملتر از خود نیست.
-
با یک حالت احساسی مانند شادی یا آرامش یکی نیست.
-
همان فکرها، خاطرات یا احساس «من» در ذهن نیست.
-
در فلسفه کلاسیک پاتانجلی، بهسادگی مساوی «وحدت فرد با کل جهان» هم نیست.
در دستگاه کلاسیک یوگا، مسئله اصلی شناخت تمایز میان پُروشا و آن چیزی است که مشاهده میشود؛ از جمله ذهن و بدن. این زبان فلسفی با مفهوم «خود» در روانشناسی مدرن یکی نیست.
پادما مودرا چه ارتباطی با سوترای سوم دارد؟
نسخه قدیمی مقاله در پایان «پادما مودرا» را پیشنهاد میکرد. پادما مودرا یا ژست نیلوفر در برخی سنتهای متأخر یوگا و مودرا بهصورت نمادین استفاده میشود، اما بخشی از متن سوترای ۱.۳ یا شرح کلاسیک آن نیست. به همین دلیل در نسخه بازنگریشده آن را بهعنوان تمرین اصلی این سوترا قرار ندادهایم تا آموزه پاتانجلی با تمرینهای دورهها و سنتهای دیگر در هم نیامیزد.
سوترای سوم چه کاربردی برای تمرین آسانا دارد؟
هنگام آسانا میتوانیم متوجه شویم چه چیزهایی در ذهن ظاهر میشوند: مقایسه با نفر کنارمان، ترس از نرسیدن به حرکت، میل به تأیید، قضاوت درباره بدن یا نگرانی از اشتباه کردن. اینها همه تجربههای ذهنیاند.
کاربرد عملی سوترای سوم در اینجا میتواند این باشد که بهجای یکی شدن کامل با هر فکر، آن را ببینیم و دوباره به تنفس، حس بدن و کیفیت حرکت بازگردیم. این تمرین، تفسیر کاربردی مدرن است و نباید با تحقق کامل حالت فلسفی موردنظر پاتانجلی یکی گرفته شود.
۵ سوءبرداشت رایج درباره سوترای ۱.۳
-
«خود واقعی یعنی شخصیت واقعی من.» در متن کلاسیک، موضوع دْرَشتا/پُروشا است، نه تیپ شخصیتی.
-
«وقتی آرام شوم، مغز چپ خاموش و مغز راست فعال میشود.» این مدل علوم اعصاب بیشازحد ساده و نادرست است.
-
«پاتانجلی در این سوترا درباره وحدت با کل جهان صحبت میکند.» این تفسیر باید از سنتهای غیر دوگانه جدا شود.
-
«بیننده همان ذهن آرام است.» در فلسفه یوگا، چیتا و پُروشا یکی نیستند.
-
«پادما مودرا بخشی از سوترای سوم است.» این مودرا در متن این سوترا ذکر نشده است.
سؤالات متداول درباره سوترای سوم پاتانجلی
متن اصلی سوترای سوم چیست؟
متن سانسکریت آن «tadā draṣṭuḥ svarūpe'vasthānam» است و یکی از ترجمههای رایج آن «آنگاه، بیننده در سرشت خویش استقرار مییابد» است.
دْرَشتا یا بیننده در یوگا چیست؟
در فلسفه کلاسیک یوگا، draṣṭṛ یا بیننده با پُروشا، اصل آگاهی، مرتبط است و از چیتا و دیگر فرایندهای پراکریتی متمایز دانسته میشود.
آیا سوترای سوم همان «خودت باش» است؟
نه به معنای رایج روانشناسی یا رشد فردی. «خودت باش» میتواند استعارهای قابلفهم باشد، اما سوترا درباره استقرار بیننده در svarūpa یا سرشت خویش در چارچوب فلسفه کلاسیک یوگاست.
آیا این سوترا میگوید افکار باید کاملاً متوقف شوند؟
سوترای ۱.۳ نتیجه وضعیت nirodha در سوترای ۱.۲ را بیان میکند. در تمرین مقدماتی، بهتر است بهجای تلاش برای سرکوب اجباری افکار، مشاهده و بازگرداندن توجه را تمرین کنیم.
آیا «بیننده» همان آتمن است؟
در بعضی ترجمهها و سنتهای بعدی واژههایی مانند Self یا Atman استفاده شدهاند، اما برای فهم دقیق پاتانجلی بهتر است مفهوم پُروشا و زمینه سانکهیا ـ یوگا را در نظر بگیریم و آن را بدون توضیح با آتمنِ ودانته یا وحدت کیهانی یکی ندانیم.
جمعبندی
سوترای سوم پاتانجلی، «tadā draṣṭuḥ svarūpe'vasthānam»، ادامه مستقیم تعریف یوگا در سوترای دوم است: وقتی دگرگونیهای چیتا در وضعیت نیرودها قرار میگیرند، بیننده در سرشت خود استقرار مییابد. این «بیننده» در فلسفه کلاسیک یوگا با پُروشا مرتبط است و با ذهن، شخصیت یا نقشهای اجتماعی یکی نیست. استعاره کوه و دریاچه میتواند برای فهم مقدماتی مفید باشد، اما هدف نهایی متن فراتر از آرامش یا مثبتاندیشی است و به شناخت تمایز آگاهی از فرایندهای ذهنی مربوط میشود.
شناسنامه نسخه اولیه:
نویسنده نسخه اصلی: Kathleen Bryant
منبع نسخه اولیه: YogaBasics
ترجمه و تنظیم نسخه فارسی: تیم تحریریه دانش یوگا
منابع
Patañjali. Yoga Sūtra 1.2–1.4؛ متن اصلی و سنت تفسیری کلاسیک.
Vyāsa Bhāṣya on Yoga Sūtra 1.3؛ شرح کلاسیک «استقرار آگاهی در سرشت خویش».
Internet Encyclopedia of Philosophy — The Yoga Sutras of Patanjali؛ فلسفه ذهن، پُروشا، پراکریتی و وریتیها.
Bryant, Edwin F. — The Yoga Sūtras of Patañjali: A New Edition, Translation, and Commentary.
Iyengar, B. K. S. — Light on the Yoga Sutras of Patanjali.
Yoga Sutra Study — Sūtra 1.3 and Vyāsa Bhāṣya.
Nielsen, J. A. et al. (2013). An Evaluation of the Left-Brain vs. Right-Brain Hypothesis with Resting State Functional Connectivity MRI. PLOS ONE, 8(8), e71275.
Corballis, M. C. (2014). Left Brain, Right Brain: Facts and Fantasies. PLOS Biology, 12(1), e1001767.