دعا، مراقبه، نیتگذاری و گفتوگو با مفهومی که بعضی افراد آن را «کائنات»، «خدا»، «قدرت برتر» یا «منبع» مینامند، برای هرکس شکل متفاوتی دارد. در این مقاله، ۹ مربی شناختهشده یوگا از تجربه شخصی خود میگویند؛ از مانترا و مراقبه گرفته تا نوشتن، سکوت، قدردانی و گوشدادن به ندای درون.
نکته: مطالب این مقاله روایت تجربهها و باورهای شخصی مربیان است. اشاره به «نشانهها»، «تجلی خواستهها» یا «گفتوگو با کائنات» به معنی اثبات علمی این مفاهیم نیست.
نویسنده منبع: Meghan Rabbitt
برگردان: مهتاب کلانتری
النا براور؛ مانترا، تنفس و سکوت
النا براور تمرین شخصی خود را با مانترای «ماهامریتیونجایا» آغاز میکند و آن را پس از آسانا و پرانایاما و پیش از مراقبه در ذهن تکرار میکند. سپس از تمرینهای تنفسی مانند نادی شودانا یا تمرینهای فعالتر تنفس استفاده میکند و در پایان زمانی را در سکوت و مراقبه مینشیند.
آنچه برای او اهمیت دارد، اثر این نظم روزانه بر کیفیت حضورش در زندگی است؛ احساس آرامش بیشتر، تشخیص بهتر مرزهای شخصی و توانایی برگشتن به سکوت در زمان آشفتگی. او این تجربه را نتیجه شخصی تمرین خود میداند، نه نسخهای یکسان برای همه.
اوئن فین؛ ساختن فضای مقدس و پرورش شفقت
اوئن فین پیش از دعا یا مراقبه، فضای آرامی در طبیعت یا داخل خانه ایجاد میکند. ابتدا توجهش را به تنشهای بدن و کیفیت تنفس میبرد و تلاش میکند فک، گلو، شانهها و نواحی منقبض را رها کند. سپس توجه را به قلب میآورد و به افرادی که در رنجاند فکر میکند.
برای او، این مرحله بیشتر با شفقت و احساس پیوند همراه است. در پایان دستها را روی قلب میگذارد و گاهی با کلمات و گاهی در سکوت درخواست راهنمایی یا قدردانی میکند. زبان «انرژی قلب» در روایت او بخشی از تجربه معنوی شخصی است.
کت فاولر؛ دعا بهعنوان گفتوگویی دوطرفه
کت فاولر دعا را فقط «خواستن» نمیداند؛ برای او گوشدادن نیز بخشی از این فرایند است. زمانی که احساس میکند مسئولیتها بیش از توانش شدهاند، از دعا برای درخواست آرامش، توان، ایمان یا وضوح بیشتر استفاده میکند.
او همچنین اتفاقهای روزمره را گاهی بهعنوان «نشانه» یا همزمانی معنادار تفسیر میکند. این برداشت، بخشی از جهانبینی معنوی اوست و بهتر است بهعنوان تجربه شخصی خوانده شود، نه روشی برای پیشبینی یا اثبات پیامهای ماورایی.
کریسی کارتر؛ تصویرسازی، پذیرش و خلاقیت
کریسی کارتر میگوید تصور کردن آنچه برای زندگی میخواهد برایش آسان است، اما دشواری اصلی در پذیرش لحظههایی است که زندگی مطابق برنامه پیش نمیرود. در چنین زمانهایی، بهجای اصرار بیشتر بر نتیجه، برای شجاعتِ پذیرش و رهاکردن دعا میکند.
دعا برای او فقط نشستن مقابل محراب نیست؛ گفتوگو با فردی مورد اعتماد، آشپزی، نوشتن یا یک آیین خلاقانه نیز میتواند راهی برای مرتب کردن احساسات و پیدا کردن وضوح باشد.
مری بث لارو؛ شروع روز با نیت و قدردانی
مری بث لارو بخشی از صبح خود را به مراقبه، دعا، نوشتن و کمی حرکت اختصاص میدهد. ابتدا به تنفس و وضعیت ذهن توجه میکند، سپس برای خانواده، جامعه و موضوعاتی که برایش مهماند دعا میکند و در پایان به چیزهایی که بابت آنها سپاسگزار است فکر میکند.
برای او این کار راهی است برای اینکه روز را بهجای واکنش فوری به پیامها و درخواستهای دیگران، با نیت آگاهانه آغاز کند.
تای لندروم؛ کمتر خواستن، بیشتر گوشدادن
تای لندروم زمانی دعا را بیشتر بهصورت درخواست برای رسیدن به خواستههای مشخص تجربه میکرد. به گفته خودش، وقتی آن خواستهها تحقق پیدا نکردند، بهتدریج از این روش فاصله گرفت و به جای آن فضای بیشتری برای پذیرش ناشناختهها ایجاد کرد.
نتیجهای که او از این تجربه گرفته، این است که جوهر دعا برایش بیشتر «گوشدادن» است تا درخواستکردن. او تمرین یوگا را نیز فرصتی برای باز کردن حواس و توجه به تجربه اکنون میداند.
کلر کوپرسینو؛ جعبه نیت و جعبه قدردانی
کلر کوپرسینو از دو جعبه استفاده میکند: یکی برای نوشتن خواستهها و نیتها و دیگری برای قدردانی. او خواستهاش را مینویسد، آن را به «قدرت برتر» واگذار میکند و تلاش میکند بعد از آن به نتیجه نچسبد.
اگر بعدها تغییری مطابق آن خواسته رخ دهد، یادداشت را به جعبه قدردانی منتقل میکند. این کار بیش از آنکه روشی اثباتشده برای تحقق خواستهها باشد، میتواند بهعنوان آیینی شخصی برای روشنکردن نیت و توجه به تغییرات زندگی دیده شود.
کارلی تریسی؛ دعا بدون نیاز به مکان خاص
کارلی تریسی معتقد است برای دعا یا مراقبه همیشه به شرایط رسمی و وضعیت بدنی خاصی نیاز نیست. او گاهی هنگام رانندگی، دوش گرفتن یا در لحظههای عادی روز با خدا یا راهنمای درونی خود گفتوگو میکند.
زمانی که به وضوح بیشتری نیاز دارد، در جایی آرام مینشیند، به تنفس توجه میکند و پیش از بستن چشمها نیت خود را مشخص میکند. او تأکید میکند که بعضی روزها پاسخ روشنی احساس میکند و بعضی روزها نه؛ بااینحال خودِ فرایند برایش ارزشمند است.
تیفانی روسو؛ ابتدا به درون نگاه کردن
تیفانی روسو با اینکه به وجود قدرتی بزرگتر و پیوند میان انسانها باور دارد، نقطه شروع را در شناخت خود میبیند. آسانا، مراقبه و قدمزدن آرام برای او راههایی هستند برای اینکه پیش از جستوجوی پاسخ بیرونی، به تجربه بدن و ارزشهای شخصی توجه کند.
او میگوید وقتی آهستهتر میشود و به پیامهای بدن و دنیای درون توجه میکند، درباره جایگاه و تصمیمهایش وضوح بیشتری پیدا میکند. این نگاه، بخش مهمی از رابطه شخصی او با یوگا و معنویت است.
وجه مشترک این ۹ تجربه چیست؟
با وجود تفاوتهای زیاد، چند موضوع در بیشتر این روایتها تکرار میشود: ایجاد مکث، توجه به تنفس، دعا یا مراقبه، نوشتن، قدردانی، مشخصکردن نیت و پذیرفتن اینکه همه چیز در کنترل ما نیست. برخی مربیان این فرایند را «گفتوگو با کائنات» مینامند و برخی آن را رابطه با خدا، نیروی برتر یا ندای درونی میدانند.
خواننده لازم نیست همه این باورها را بپذیرد. میتوان از بخشهای سادهتر و زمینیتر آنها، مانند چند دقیقه سکوت، نوشتن نیت، قدردانی یا مراقبه استفاده کرد و معنای شخصی خود را برای تمرین پیدا کرد.
جمعبندی
این ۹ مربی یک نسخه واحد برای معنویت ارائه نمیکنند. برای یکی مانترا مهم است، برای دیگری سکوت، برای فردی نوشتن و برای فردی دیگر گوشدادن به بدن. آنچه میان آنها مشترک است، ایجاد فضایی برای توقف و توجه آگاهانه است. «کائنات» در این مقاله بیش از آنکه یک مفهوم علمی باشد، زبان شخصی هر مربی برای بیان تجربه معنوی و ارتباط با چیزی فراتر از مشغله روزمره است.
منبع
Meghan Rabbitt. 9 Top Yoga Teachers Share How They “Talk” to the Universe. Yoga Journal. May 4, 2018.