
سیری مستقیم برای دستیابی به سلامتی
نگارنده آقای تیم اسکلتون
آب مائدهای است آسمانی که میتوان در آن استحمام، شنا و رفع خستگی کرد و یا حتی آنرا نوشید. این ماده از نظر اهمیت بعد از هوایی است که تنفس میکنیم و یکی از مهمترین ارکان زندگی ما را تشکیل می دهد. اما جدا از این واقعیت محض که همگی ما بدون آب قادر به ادامه زندگی نیستیم، این اکسیر حیات نعمت های بسیاری را ارزانی می دارد. در واقع بشر، قرنهای متمادی است که به قدرت و توانمندی آبدرمانی در تأمین آسایش جسم و جان پی برده است. تمدنهای باستان از روم گرفته تا ژاپن اهمیت خاص برای آبدرمانی قائل بوده اند. یونانیان به فواید درمانی نهفته دراستحمام پی برده بودند و آب رکن مهمی از سیستم درمانی چینیان و بومیان آمریکا را تشکیل میداده و این در جایی است که امروزه آبدرمانی طرفداران پروپا قرصی دارد. حدود 80 درصد از بدن ما ازآب تشکیل شده و تعجبی نداردکه این ماده از چنین نقش ارزندهای در بدن ما برخوردار است. نوشیدن آب کافی موجب فعال شدن بیشتر جریان خون شده و به انتقال ترکیبات معدنی و اکسیژن در سراسر بدن کمک میکند. این مایع حیات بخش تأثیری پاک كننده بر اندامهای داخلی و دفع سموم دارد. در عینحال بر سلامتی پوست، ناخن و مو تأثیری سودمند گذارد. و از فشار خون میکاهد.
عليرغم مطالب فوق، اکثر پزشکان در این نکته متفقالقولند که ما در حد کافی آب نمینوشیم.
برخی از مراجع براین امر صحه میگذارند و میگویند که نیمی از جمعیت جهان از دیدگاه پزشکی در وضعیت بیآبی به سر میبرند و این درحالی است که حتی بیآبی مختصر بدن موجب کندی روند سوخت و ساز شده و در شخص موجب احساس خستگی میشود. از سوی دیگر هرگونه افت مختصری در آب بدن برحافظهکوتاهمدت تأثیر میگذارد و موجب اخلال در تمرکز قوای ذهنی میشود. با وجود این، پژوهشهای انجام شده مؤید آن است که نوشیدن روزی دولیتر آب مزایای بسیاری از جمله کاهش درد در ناحیهی پشت تا کاهش پنجاه درصدی برخی از انواع سرطان را در بردارد.
از سوی دیگر استحمام و شنا نیز برای ما بسیارسودمند میباشد. امروزه میلیونها نفر از مردم به موسسات آبدرمانی هجوم میبرند تا از مزایایی شنا در چشمههای آبدرمانی و استخرهای بسیار سرد، تا نوشیدن انواع آب معدنی و لفافه پیچی درگِل چسبنده بهرهمند شوند.کارشناسان بر این باورند که روی آوردن به سوی منافعی که آب ارزانی میدارد داروی شفابخش بسیاری از دردهاست.
غوطه ور شدن در استخر آب سرد حتی به مدت چندثانیه انرژی مورد نیاز بدن را تأمین كرده، سوخت و ساز و گردش خون را فعال میسازد. از طرفي استحمام در حمام داغ موجب رهایی تنشهای انباشته شده، و تسکین دردهای عضلانی و ماهيچهاي میشود. ترکیبات معدنی موجود در چشمههای آبگرم نيز از خواص درمانی ارزندهای برخوردارند.
استخرهای شنا مکانهايي هستند که دردهای نهفته در بدن را تسکین میبخشند. کارشناسان فیزیوتراپی با اذعان به این نکته، غالباً شنا کردن در استخر را به عنوان بخش جدانشدنی از شیوههای درمانی خود میگنجانند تا از این رهگذر به درمان نارساییهای معلولین کمک کنند و از سوی دیگر تندرستی و تناسب اندام را به افرادی که دچار ضایعات جسمانی هستند ارزانی دارند.
آبدرمانی به تقویت و استحکام ماهیچهها کمک کرده، دامنهی حرکات را در بخشی از بدن که دچار ضایعات هستند افزایش میدهد. گرچه آبدرمانی مزایای مشابه فیزیولوژی در خشکی را به دنبال دارد ولي براي جلوگيري از کاهش تراکم استخوان و نيز رفع دردهاي عضلاني شديد بسيار سودمند ميباشد بههنگام غوطهخوردن در آب باعث تقویت و سرزندگی اندامهای مصدوم بدن میشود، ضمن آنکه احتمال بروز ضایعات بیشتر را کاهش میدهد. از این گذشته، به علت آسایشی که درآب به انسان دست میدهد میزان درد و رنج کاهش مییابد.
آب درمانی از کارایی بالایی در رابطه با افرادی که دچار نارساییهای جسمانی دائمی میباشند برخوردار است و به دلیل شناور بودن بدن در آب، امکان اجرای حرکات نرمشی برای ماهیچههای بدن فراهم میشود بدون آنکه از این بابت تنش غیر ضروری بر اعضای آسیب دیده وارد شود. خانم کارین وان نوینن(1)، زن هلندی چهل و پنج سالهای که در سال 2001 میلادی بر اثر تصادف درجاده دچار شکستگی مهره گردن كه منجر به فلجشدن او شد در این زمینه میگوید:"شناور بودن در آب به من احساس بی وزنی میبخشد هنگامی که روی صندلی چرخدار مینشینم نیروی ثقل زمین مرا به سوی خود میکشد و احساس سنگینی میکنم حال آنکه زمانی که درآب غوطهور هستم احساس آزادی میکنم". امروزه بسیاری از استخرهای شنا مجهز به وسایل و تدابیر مورد نیاز معلولین بوده و تأسیسات خود را به امکاناتی مانند کفسازي با شیب ملایم، سطوح شیبدار و بالابرهای صندلی چرخ دار مجهز كرده اند.
از سوی دیگر انجام حرکات نرمشی ملایم برای خانمهای آبستن پا به ماه و سالخوردگان مزایای ارزشمندی دارد. در رابطه با خانمهای باردار، گذراندن مدتی در استخر احساس سبکی به آنها میبخشد، در رابطه با سالمندان هم آْنهايي که ازمشکلات کم تحرکی در عذابند با غوطهور بودن در آبگرم موجب شل شدن ماهیچههاو مفاصل شده، تحرک آنها را افزايش ميدهند.
افزون بر غوطهوری، آب دارای مزایای پزشکی نیز میباشد. بهرهگیری از نواحی خاص بدن خواه مستقیم و خواه به شکل کمپرس آب سرد یا کیسهی پر از یخ، موجب فراخ شدن عروق، پایین آمدن تعداد ضربان قلب و تعداد حرکات تنفسی و فشار خون میشود. از سوی دیگر آب داغ به عنوان عامل خوابآور بر اعصاب حسی و حرکتی تأثیر میگذارد، دردها و گرفتگیهای عضلانی را تسکین میدهد افزون بر این با افزایش دمای موضعی، میزان سوخت و ساز و مصرف اکسیژن موجب بالا رفتن میزان گردش خون و افزایش ضربان نبض میشود.
نکتهی قابل توجه ديگر اينكه، بهرهگیری از فشار هیدروستاتیک فوارههای آب در موسسات آبدرمانی باعث افزایش تونوس ماهیچهاي ميشود. در واقع فوارههای آب با دما و فشارکنترل شده را میتوان به سراسر بدن یا بخشهاي خاصی از آن قرار داد كه اين خود نوعی فیزیوتراپی با آب است. از سوی دیگر فوارههای زیر آبی نیز از مزایای مشابهی برخوردار میباشند.
حمام بخار با هدایت بخار آب ناشی از آب جوش به اتاقهای خاص، گردش خون را فعال ساخته و زمینهی مساعد را برای درمان مبتلایان آرتریت مفاصل فراهم میکند. گفتنی است که حمامهای بخار حاوی ترکیبات
1) Karin Van Noinen
دارویی را میتوان برای مقابله با تحریکات و درمان بیماریهای عفونی بهکار برد. حمام آب نمک نيز برای درمان بیماریهای پوستی و روماتیسم مناسب است و این در حالی است که حمام خردل در زمینهی فعال ساختن گردش خون اعجاز میکند.
مزایای نهفته در آب درمانی به مراتب فراتر از مطالب گفته شده ميباشد، در زندگي روزمره امروز كه فرد دائماً با تنش و استرس همراه میباشد شركت در جلسات آبدرمانی به عنوان شیوهای کارامد برای دستیابی به آسایش جسم و جان محسوب میگردد. درمانگران مشتریان خود را وادار به گام برداشتن، اجرای حرکات کششی و ماساژ در آب میکنند. این حركات معمولاً در سکوت برگذار میشود تا به مشتریان امکان داده شود بر افکار درونی خود تمرکز کنند. مثبتترین نتایج در افرادی پدیدار میشود که شیفتهی غوطهور شدن در بحر افکار خود پس از قرار گرفتن در آب میباشند و این درحالی است که دیگران نیز در پی تجربیات تلخی مانند تصادم با وسائط نقلیه، با قرار گرفتن در آب بر ترس خود فائق میآیند.
برخی از آبها دربردارندهی خواص درمانی هستند كه بر جسم و جان و روح تأثیر میگذارند بد نيست بدانيد كه بهترین مثال در اين زمينه استحمام در رودخانه گنگ است که از سوی صدها میلیون هندی به عنوان مقدسترین رودخانه جهان پذيرفته شده است. سفر زیارتی به حاشيهي اين رودخانه بخش مهم و جدانشدنی از زندگی مؤمنین هند به شمار میآید. آنان بر این باورند که با شست و شوی بدن خود در این رودخانه، بار گناهان خود را میزدایند. آنها تصور میکنند که هر آبی هر قدر کم به گنگ بپیوندد از خواص شفا بخشی و تقدس بهرهمند میشود. از سوی دیگر هنديها خاکستر اموات خود را به آب رود گنگ میسپارند به این امید که ارواح آنان مستقیماً به بهشت برود.
بسیاری از مردم نيز از آب به عنوان محملی برای برنامههای نرمشی بهره میجویند. گرچه شناکردن در آب به عنوان یک ورزش کامل برای دستیابی به تناسب ا ندام به شمار میآید اما آنانکه از انرژی فراوانی برخوردارند مجدانه به ورزشهایي همچون ژیمناستیک آبی و آئروبیک آبی میپردازند. در واقع درازکشیدن به حالت جسد بر روي آب نه تنها تونوس ماهیچهاي را افزایش میدهد بلکه به کاهش تنش ناشی از انجام این حرکات در خشکی میانجامد.
در رابطه با افراد تنآسا، حتی بازی کردن درآبهای کمعمق استخر یا ساحل دریا به رفع تنشهای وارد بر عضلات و مفاصل کمک میکند. امروزه افراد بسياري به حمامهای عمومی روی میآورند تا ضمن شرکت در برنامههای گروهی، لحظهای را به بحث در زمینهی مسائل روز و مشکلات خود اختصاص دهند. و نهايتاً اينكه ميتوان اظهار داشت آب مادهای آسمانی است که نارساییهای درون و برون آدمي را درمان میکند.
«علی فرح بخش»
بهگود گيتا«1» يا (بهاگواد گيتا) بهاگاوات گيتا بخش بسيار مشهور و ارزشمنديست از بزرگترين منظومهي كهن سانسكريت موجود در جهان، به نام «مهابهارت» 2 يا مهابهارات. مهابهارت، قديميترين منظومه كبير حماسي هندوستان است. تاريخ نگارش اين اثر به وضوح مشخص نيست و به باور بسياري از پژوهشگران، اين منظومه يك سير نگارشي طولاني را طي كرده و بخشهاي بسياري به آن افزوده شده تا به شكلي تقريباً ثابت دست يافته. تمام اين كتاب در يك زمان تنظيم نشده و محصول فكر يك شاعر يا يك متفكر نيست. بعضي محققان بر اين باورند كه داستانهاي موجود در اين منظومه به دورهاي بسيار قديم حتي دورهي «ودايي» 3 مربوط ميشود؛ به عبارت ديگر قرنها پيش از تنظيم مهابهارت بيشتر داستانهايي كه در اين كتاب آمده وجود داشتهاند و بعدها مولفان و گويندگان اين حماسه طي قرنهای مختلف آن داستانها را مبناي كار و انديشهي خود قرار دادهاند و پس از قرنها اين منظومه به صورت فعلي در آمده است.
موضوع مهم اين كتاب، ماجراي جنگ بزرگ ميان دو خانواده خويشاوند، يكي به نام «كوروان» 4 و ديگري «پاندوان» 5 است كه از نسل «بهارت» 6 بودهاند- نخستين پادشاه اين سلسله – و از اخلاف «پورو» 7 نياي يك شاخه از خاندان ماه بودهاند.
اين جنگ افسانهاي بر سر فرمانروايي كشور «بهارت» Bharata كه پايتختش شهر «هستيناپور» 8 بود، روي داد. هر چند موضوع اين منظومه جنگ است، اما در اين كتاب خواننده به داستانهاي قديمي، طرز آداب هندوان، مسائل مذهبي، اخلاقي، اجتماعي، سياسي، پيدايي جهان، تقسيم جامعهي هند به چهار طبقه، نقش خدايان مختلف، تأثير دعاي برهمنان، آداب فرمانروايي، بيان تاريخ اساطيري، اعتقاد به تناسخ، چگونگي سنتهاي ديني، رسوم و قوانين معمول زمان، فهرستهاي جغرافيايي، كيهان شناسي، مضار ستمگري، تشريح مسائل فلسفي و اجتماعي خاصه مكتبهاي سانكهيه «9» و جوگ – «يوگا» 10 و دهها مسائل ادبي پراكندهي ديگر برميخورد. در نظر هندیهای سنتي پس از كتب وداها، برهماناها، «ارنيكها» 11، اوپانيشادها و «پوراناها» 12 ، مفاد اين منظومه در همبستگي هنديهای ساکن در شبه قاره هند جنبه ي ملي و مذهبي دارد.
مهابهارت مشتمل است بر 18 كتاب يا دفتر 13به قرار زير:
1- «آدي پرو» 14: اين دفتر در واقع مقدمهي كتاب است و در آن نسبت نامهي دو خاندان كوروان و پاندوان و خصومت و رقابت ما بين افراد دو خانواده مذكور و برگزيده شدن دروپدي در سويم ور به همسري ارجن ذكر شده است.
2- «سبها پرو» 15: كتاب مجلس ؛ در اين دفتر گردهمايي شاهزادگان در هستيناپور هنگامي كه جد هشتر سلطنت را باخت و در نتيجه پاندوان به جنگل تبعيد شدند، تشريح گرديده است.
3- «ون پرو» 16: كتاب جنگل ؛ زندگي پاندوان در جنگل كاميك ؛ در اين دفتر حكايات مختلف و از جمله داستان «نل»17 و خلاصه ي داستان «رام» 18 مورد بحث واقع شده .
4- «ويرات پرو» 19 : كتاب ويرات ؛ در اين كتاب داستان ماجراجويي هاي پاندوان در سيزدهمين سال تبعيدشان هنگامي كه با نامهاي مستعار در خدمت ويرات بودند ، آمده است .
5- «اديوگ پرو» 20 : كتاب عمليات ؛ در اين كتاب تداركات هر دو جهت جنگ مورد بحث قرار گرفته است .
6- «بهيشم پرو» 21: كتاب بهيشم ؛ سرگذشت بهيشم نخستين فرمانده كوروان .
7- «درون پرو» 22 : كتاب درون ؛ سرگذشت دروناچارج دومين سركرده ي كوروان .
8- «كرن پرو» 23: كتاب كرن ؛ سومين فرمانده كوروان .
9- «شليه پرو» 24: كتاب شليه ؛ چهارمين و آخرين فرمانده لشكريان كوروان .
10 – «سوپتيك پرو» 25: كتاب شبانه ؛ شبيخون زدن سه تن از كوروان باقيمانده بر اردوي پاندوان .
11 – «ستري پرو» 26: كتاب زن ؛ گريه و ناله هاي گندهاري و زنان ديگر بر سر كشتگان .
12 – «شانتي پرو» 27: كتاب تسليت ؛ اين كتاب طولاني ترين و مهمترين فصول يا دفاتر مهابهارت مي باشد . در اين دفتر كلان اصول اخلاقي ، مذهبي ، فلسفي، جهانگيري ،جهانداري و مسائل مختلف مورد بحث واقع شده و داستانها و حكايت جالب درج گرديده است .
13 – «انوشاسن پرو» 28: كتاب خطابه ؛ مطالب آن دنباله ي دفتر دوازدهم است و به مرگ بهيشم خاتمه مي يابد .
14 – «اشواميدهه پرو» 29: كتاب قرباني اسب توسط جد هشتر .
15 – «شرم پرو»30: كتاب گوشه گيري ؛ عزلت دهرت راشتر ، گاندهاري وكنتي در جنگل و در گذشت آنها .
16 – «موسل پرو» 31: كتاب گرز ؛ مرگ كرشن و بل رام و فرو رفتن دواركا در زير دريا و نابودي جادوان 32 (در جنگلي با گرزهاي شگفت انگيز 33( .
17 – «مها پرستهانيك پرو» 34: كتاب سفر بزرگ ؛ ترك تخت و تاج توسط جد هشتر و عزيمت او با برادرانش به سوي سلسله كوه هاي هيماليا و رسيدن به بهشت اندر يا راه پيمايي به سوي مرگ .
18 – «سورگاروهن پرو» 35 : كتاب صعود به بهشت ؛ ورود جد هشتر و برادران و دروپدي به بهشت .
پس از تنظيم مهابهارت ، منظومه «هري ونش» 36 تدوين شده و مشتمل است بر نسب نامه ، تولد و زندگي كرشن كه در تاريخ مؤخرتري تنظيم گرديده و در حقيقت دنباله ي مهابهارت به شمار مي آيد .
همانگونه كه ذكر شد تاريخ نگارش مهابهارت به وضوح مشخص نيست . گروهي از صاحب نظران اين تاريخ را بيش از پنج هزار سال اعلام كرده و گروهي ديگر هزاره ي اول قبل از ميلاد را ذكر مي كنند ، در اين راستا تاريخ هاي گوناگون ديگري نيز ذكر شده است . هر چند كه اين منظومه عظيم تاريخ نگارش مشخصي ندارد ، اما نفوذ آن بر سرزمين هند و حتي مناطق مجاور شبه قاره ي هند را نمي توان انكار كرد . بسياري از بنيانهاي اجتماعي هند براي هزاران سال از مهابهارت تأثير گرفته است .
و اما بهگود گيتا ؛ اين كتاب خود بخش بسيار مشهور و پرباري ست از مهابهارت كه به علت ساختار فلسفي خاص خود عموماٌ به صورتي منفرد موردتوجه است . بهگود گيتا يا سرود گيتا در حقيقت بخش هايي از دفتر ششم مهابهارت (بهيشم پرو ) مي باشد . بهگود گيتا از لحاظ ساختاري و سبك ادبي با بخش هاي ديگر مهابهارت متفاوت است ، هرچند كه موضوع داستان را تعقيب مي كند . بهگود گيتا در آغاز لحني حماسي دارد ، اما نويسنده يا نويسندگان اين اثر سعي بر آن داشتند تا مضموني فلسفي و مذهبي را در راستاي اين گيرودار بيان نمايند . اين كتاب در حقيقت يكي از مراجع بسيار كهن در مبحث سانكهيه و يوگا محسوب مي شود . از آن رو كه اين مقاله به مضمون يوگا در بهگود گيتا خواهد پرداخت از ذكر و تفسير مباحث فلسفي ديگر در اين كتاب خودداري كرده و پس از ذكر شرحي پيرامون كليت بهگود گيتا ، به بررسي مضامين يوگا در اين متن كهن خواهيم پرداخت . موضوع بهگود گيتا جنگ بزرگ مهابهارت است . در ميدان كارزار دو قوم جنگاور صف آرايي كرده و سپاهيان را از براي نبرد آراسته اند .
قهرمان گيتا ، «ارجونا» 37 است . ارجونا در ميدان حاضر شده تا با پادشاه غاصب «دوريوادانا» 38 كه خويشاوند اوست به جنگ و ستيز بپردازد . كريشنا يا «كريشنه» 39 كه ظهور نور ايزدي در عالم محسوسات است ، ارابه ران و دوست ارجوناست و نزد او قرار يافته و از او حمايت مي كند. ارجونا ، كريشنا و ميدان كارزار را مي توان تماثيل حقايق معنوي دانست . كريشنا و ارجونا به ترتيب نمودار هويت و انانيت ، ذات ايزدي و انساني اند كه مي توان آن دو را به عبارت سانسكريت «آتمان» 40و «جيواتمان» 41 دانست . تعليمي كه كريشنا به ارجونا مي دهد همان علم حضوري و كشفي است كه به موجب آن آتمان و جيوا يكي مي گردند . ديگر اينكه اين دو ، در ارابه اي مشترك قرار يافته اند و ارابه اشاره به يكي از مراتب وجود است . در حاليكه ارجونا مي جنگد و فعاليت مي كند ، كريشنا كوچكترين كاري انجام نمي دهد و منزه از هر فعل و انفعال است . ميدان جنگ ، ميدان عمل است . يعني ميداني كه در آن تمامي امكانات وجودي انسان از قوه به فعل مي گرايد و اين فعل و انفعال كوچكترين اثري به اصل فنا ناپذيري كه اساس و واقعيت عالم است يعني كريشنا ، نمي بخشد .
متن منظومه ي گيتا به هجده گفتار يا «ادهياي» 42 يا فصل تقسيم مي شود . گفتارهاي هجده گانه ي گيتا را مي توان به سه دسته يا سه مبحث مختلف به شرح ذیل دسته بندي كرد :
1 – راه كردار يا «كرمه» يا «كارما يوگا» 43
2 – راه محبت و عشق يا «بهاكتي يوگا» 44
3 – راه دانش يا «سانكهيه جنيانه يوگا» 45
اين سه مبحث در حقيقت سه راه اتصال به يگانگي را معرفي مي نمايند . يوگا در جايجاي بهگود گيتا حضور دارد و مكالمات مندرج در طول داستان ، شرح هاي فلسفي و عرفاني ويژه اي ست در راستاي شرح يوگا از منظرگاه اين متن باستاني . «پاتانجالي» 46مؤلف «يوگا سوترا» 47، يوگا را چنين تعريف مي كند :
«يوگا ، حذف و قطع 48 مراتب نفساني و ذهني و عقلاني ست . اين مراتب نفساني كه موجب تشتت و آشفتگي ذهن است بي حد و حصر بوده و بايد تمامي اين مراتب نفساني و ذهني را خاموش كرد تا متعاقب آن ، اتحاد عالم و معلوم ميسر گردد.»
«داسگوپتا» 49 در باره ي اشتقاق كلمه يوگا معتقد است كه اين واژه سه معني دارد :
1 – از ريشهي «يوج» 50 مشتق شده و در تركيب يوگا به معني پيوستن و جفت كردن ديده مي شود .
2 – ريشهي ديگر آن در عبارت 51منعكس است و به معني تمركز و توجه فكر به نقطه اي واحد جهت اطفاي تموجات ذهني آمده .
3 – ريشهي ديگر آن در تركيب 52 مشهود است و معني آن تسلط يافتن ، آماده ساختن و مهار كردن است .
در بهگود گيتا ، كلمه ي يوگا معاني گوناگوني دارد ولي مفهوم كلي آن به نظر داسگوپتا از همان ريشه 53) يعني پيوستن و مربوط ساختن ، مشتق شده . در گيتا ، يوگا به مفهوم حذف و قطع مراتب نفساني نيامده ، بلكه مفهوم آن اتصال و پيوست به بارگاه ايزدي ست كه از طريق يوگاهاي گوناگون تحقق مي يابد .
كريشنا در فصل دوم مي گويد : آنچه را ترك اعمال مي گويند ،آن را يوگا بدان اي پاندو ، چه هر آنكس كه از مراتب خيالي و ذهني آزاد نگرديده ، هرگز يوگي نمي تواند شد . فقط پس از امتناع از تمتعات دنيوي و فرو نشاندن تمايلات نفساني است كه معرفت حق ، در دل يوگي مستولي مي شود و سالك در يوگا قرار مي يابد 54 و آرامش را ، علت اين استقرار مي گويند و هر آنكس كه از كليه ي تخيلات ذهني فارغ شد او را مستقر در يوگا مي گويند