||| انسان کامل از دیدگاه تانترا
عبدالحمید موحدی نائینی
بر پایی بزرگترین مراسم عرفانی در کنارههای رود گنگ با حضور گروه ایرانی در آذر ماه سال 86 برگزار گردید . قلههای بلند و سرسبز هیمالیا در شمال هندوستان همواره از حال و هوای خاصی برخوردار است. کوههای سر به فلک کشیده این بخش از هندوستان که جنگلهای سرسبز و انبوه، آنها را پوشانده است، همچنین جریان پر خروش رود گنگ که از ارتفاعات دور دست هیمالیا و از کوههای سر به فلک کشیده تبت و نپال سرچشمه گرفته و به سمت هزاران معبد و خانقاه و مرکز عرفانی که دو طرف این رود جریان پیدا میکند هر بینندهای را به شگفتی واداشته فرد را به اعماق ضمیرش رهنمون میسازد.
به دنبال برگزاری سفرهای معرفتجویانه توسط دانشیوگا، گروهی از مربیان، علاقمندان و خوانندگان مجله دانش یوگا با برنامهریزی از پیش تعیین شده در روز شنبه 26 آبان ماه 86 عازم هندوستان شدند تا ضمن دیدار از مراکز معنوی هیمالیا، در یکی از زیباترین، جالبترین و خاطرهانگیزترین برنامههای عرفانی این منطقه از جهان شرکت کرده و تجربههای خود را افزایش دهند.
گروه پس از ورود به دهلی جهت استراحت، عازم هتل شد و صبح روز یکشنبه با قطار سریعالسیر به سمت هیمالیا حرکت کرد. حوالی ظهر شرکتکنندگان در این سفر به شهر هاریدوار1 واقع در دامنههای هیمالیا و کنارههای رود گنگ که از شهرهای دیدنی با حال و هوای عرفانی است، وارد میشوند، این شهر به لحاظ اینکه هر 12 سال یکبار بزرگترین مراسم مذهبی هندوستان بنام کومباملا 2 در آن برگزار میگردد از معنویت خاصی برخوردار است.
پس از دیدار از مراسم مذهبی در کنار رود گنگ که با حضور هزاران نفر همه روزه و در تمامی فصول سال با رفتن به داخل رود و غسل کردن در آن برای نزدیک شدن به معبودانجام میپذیرد و نیز بازدید از معابد و خانقاهها گروه یوگا در بعدازظهر همان روز عازم منطقه ریشیکش3 واقع در دیگر ارتفاعات منطقه هیمالیا میشود تا به دیدار زیباترین مراسم معنوی که در آنجا برگزار میگردد بشتابد.
پس از ورود به ریشیکش و با هماهنگیهایی که قبلاً به عمل آمده بود گروه در آشرام یوگای شیواناندا که یکی از زیباترین مناطق ریشیکش و درست مشرف به رود گنگ است و چشمانداز کوهها و جنگلهای سرسبز آن آرامش خاصی به انسان میدهد مستقر میشود تا ضمن اقامت، در برنامههای یوگا و مدیتیشن آن شرکت نماید.
صبح روز دوشنبه 28 آبان ماه پس از انجام مدیتیشن صبحگاهی در سالن اصلی آشرام و صرف صبحانه، و با هماهنگیهای قبلی گروه به دیدار سوامیویمالاناندا4 ریاست عالیه آشرام شیواناندا میرود.
سوامیویمالاناندا که یکی از معروفترین عرفای هیمالیاست گروه ایرانی را با آغوش بازپذیرا میشود، این پذیرش در سالنی بسیار زیبا که از پشت شیشههای بزرگ آن چشمانداز کوهها و جنگلهای هیمالیا و نیز جریان رود پر خروش گنگ از فاصله چند متری آن هویدا میباشد انجام میگیرد. در این سالن تصاویری از سوامیشیواناندا بزرگترین استاد یوگای قرن گذشته جهان به چشم میخورد که جذابیت خاصی را پدید آورده است.
سوامیویمالاناندا طی صحبتهای که برای گروه ایرانی ایراد میکند از هیمالیا و رود گنگ، از کوهها و جنگلهای این منطقه و از حال و هوای ریشیکش و از یوگا صحبت به میان میآورد. او اظهار میدارد طی هزاران سال مرشدها و یوگیهای زیادی در این منطقه از هیمالیا زندگی میکردهاند و به همین لحاظ این سرزمین از قداست خاصی برخوردار بوده و فوق العاده پر انرژی است، همچنین این منطقه به لحاظ اینکه جنگلهای آن پوشیده از گیاهان دارویی است، از هوای فوقالعاده سالمی برخوردار است. نسیمی که از روی این گیاهان عبور میکند دارای ذرّاتی است که وقتی انسان آن را استنشاق میکند، باعث سلامتی پایدار او میشود ولی از همه مهمتر آنکه این رود با دیگر رودهای بزرگ جهان همانند میسیسیپی5 ، آمازون6 و نیل7 تفاوت دارد، چرا که چندی بیش یک گروه محقق از مؤسسه نشنال جیوگرافی آمریکا8 به ریشیکش آمد و چند روزی در آشرام مستقر شد، گروه، تحقیقات زیادی را در خصوص این رود به عمل آورد، نهایتاً زمانیکه نتایج تحقیقاتشان انتشار پیدا کرد اظهار داشتند تفاوت رود گنگ با دیگر رودهای بزرگ جهان در این است که در دو طرف رودخانههای بزرگ جهان که از شهرهای بزرگ عبور میکند مکانهایی چون کافه، رستوران، کاباره و مراکز خوشگذرانی برای افراد ایجاد شده در حالیکه دو طرف رود گنگ مملو از خانقاه، زیارتگاه و مرکز معنوی است و به لحاظ اینکه در این مراکز معنوی مرتباً نیایش پروردگار و خواندن ذکر و دعا انجام میگیرد منطقه دارای انرژیهای مثبتی است که هر کس آن را به راحتی احساس میکند، ولی در دیگر نقاط جهان این حالت کمتر یافت میشود، چرا که اصولاً انسانها در مکانهایی که زندگی میکنند به لحاظ داشتن توقعات، خواستهها، کینهها، عداوتها، حسادتها، و نیز انجام امور دنیوی و ... همواره محیطهای استرسزا و پر تنشی را ایجاد کرده و در نتیجه از آرامش کمتری برخوردارند، در حالیکه در مکانهای مذهبی هم چون ریشیکش این حالات مطلقاً وجود نداشته و به لحاظ دارا بودن حال و هوای معنوی همه احساس آرامش و راحتی میکنند.
سوامیویمالاناندا در ادامه صحبتهایش اظهار میدارد. آشرامی که الآن شما در آن حضور دارید در سال 1936 میلادی توسط سوامیشیواناندا ایجاد شد. هدف از ایجاد این مکان خدمت به تمامی کسانی است که طالب عشق و عرفان و معرفت میباشند. این آشرام پذیرای تمامی کسانی است که قصد دارند از برنامههای معنوی آن استفاده کرده و با خدای خود راز و نیاز کنند، در این آشرام مؤسسه زندگی الهی9 نیز فعالیت دارد که وظیفهاش تبلیغ و ترویج شناخت و معرفت میباشد که با انتشار «مجله زندگی الهی» پیامهای سوامیشیواناندا را به جهانیان انتقال میدهد.
سوامیویمالاناندا در پایان صحبتهایش پیام معروف استادش سوامیشیواناندا را تکرار میکند و به گروه ایرانی میگوید تنها راه رسیدن به خوشبختی رعایت این 6 پیام است:
به همه خدمت کنید10 ، همه را دوست داشته باشید11 ، ببخشید12 ، خود را خالص کنید13 ، در لحظه باشید 14و دانش معنوی خود را بالا 15ببرید.
گروه پس از پرسش و پاسخ، با این عارف به نام هیمالیا و کسب تجربههای جدید با او خداحافظی کرده و برای شرکت در دیگر برنامهها دفتر کار او را ترک میکند. بعدازظهر آن روز فرصتی برای گروه یوگاست که از منطقه ریشیکش بازدید کرده و با حال و هوای این بخش از هیمالیا آشنا شود.
روز سوم سفر گروه یوگا برای دیدار از جذابترین و زیباترین برنامه عرفانی هند عازم محل برگزاری مراسمی میشود که قرار است درست در ضلع غربی رود گنگ و در مقابل یکی از مراکز عرفانی ریشیکش به نام پارمارت 16 برگزار گردد. این مکان که یک سویش به رود گنگ و سوی دیگرش تا دامنه جنگلهای سرسبز هیمالیا کشیده شده است یکی از بزرگترین مراکز عرفانی ریشیکش است که پوجایی سوامیچیداناندا 17 یکی از معروفترین عرفای بزرگ هیمالیا ادارهی این مرکز عرفانی را بر عهده دارد. سوامیچیداناندا با تلاشهایی که طی سالهای گذشته به عمل آورده موفق گردیده است ضمن انتقال آموزههای ودایی به هزاران علاقمند راه معرفت و توسعه این مرکز بزرگ معنوی، گروهی از کودکان بیسرپرست و یتیم 12 تا 15 سال را تحت آموزشهای فلسفه ودایی قرار داده و آنها را برای هدایت نسلهای آینده تربیت نماید.
گروه کودکان طلبه با لباسهای مذهبی نارنجی رنگ یک دست که توجه همه کس را به سوی خود جلب میکند قرار است در روز دوشنبه بعدازظهر مراسمی را در کنار رود گنگ برگزار نمایند که در نوع خود بینظیر است و به همین لحاظ گروه ایرانی آماده میشود تا از این مراسم زیبا و به یاد ماندنی دیدار کند.
ساعت 5:15 عصر روز دوشنبه 28 آبان ماه گروه دانش یوگا به محل برگزاری مراسم وارد میشود، این جایگاه به صورت معبدی پلکانی درست در مقابل آشرام پارمارت و در کنار رود گنگ واقع است. یک طرف این معبد پلکانی، مجسمه شیوا 18 و طرف دیگرش مجسمه رام 19 قرار داد، در بالای سر این معبد نیز مجسمهای بسیار بزرگ از ارابهای که کریشنا و آرجونا بر آن سوار هستند و توسط چهار اسب کشیده میشوند، دیده میشود.
ساعت5:45 عصر جایگاه مملو از جمعیت است،تمامی سکوها، پلههای اطراف این جایگاه پر از مردمی است که از اقصی نقاط جهان به این مکان آمده تا از این مراسم دیدار کنند. گروه ایرانی بر روی دو ردیف از پلکان مینشیند، به لحاظ آشنایی چندین ساله مدیر مسئول مجله دانش یوگا با پوجایی سوامیچیداناندا رئیس مرکز معنوی پارمارت، و به لحاظ دیدار گروههای متعدد ایرانی از این آشرام، برگزار کنندگان مراسم که تماماً از شاگردان سوامیچیداناندا میباشند بهترین مکان جایگاه را به ایرانیها میدهند تا با تسلط بیشتری مراسم را نظاره کنند. ساعت 5:45 دقیقه عصر است. جمعیت لب به لب در جایگاه مستقر شده است، دیگر جای سوزن انداختن وجود ندارد، آفتاب در حال غروب کردن بر روی رود گنگ است، چشمانداز کوهها و جنگلهای سرسبز هیمالیا با غروب آفتاب که حالا رنگ آن به زرد کم رنگ گرایش پیدا کرده است بسیار تماشایی است، وزش باد پائیزی که از روی گیاهان و درختان جنگلهای دور است گذر کرده با برخورد با رود گنگ خنکی خاصی را به وجود میآورد، چهره صدها نفری که در این مکان حضور دارند را نوازش میدهد، همه چیز آماده است تا مراسم شروع شود، ابتدا کودکان طلبه نارنجی پوش به صورت صف وارد جایگاه شده و در پایین و بخشی از پلکان مستقر میشوند، دو تن از آنان که سن و سال بیشتری دارند به سمت اجاق چهار گوش بزرگی که درست در پائین پلکان و کنار رود گنگ بنا شده است حرکت کرده و پس از ادای احترام، چوبها و ذغالهای داخل اجاق را روشن میکنند، آنها همچنین تعدادی ظرف که داخل آنها مواد گیاهی شامل صمغها، رنگها و دانههای ریز برنج و نارگیل قرار دارد را دور اجاق قرار میدهند.
با اشاره این کودکان چند تن از حاضرین که از نقاط مختلف جهان در مراسم حضور دارند از جای خود بلند شده به طرف اجاق آمده و دور آن مینشیند. بتدریج آتش داخل اجاق شعلهورتر میشود، کودکان با اشاره به افراد جمع شده دور اجاق اشاره میکنند با 4 انگشت دست راست کمی از موادی که داخل ظرفها قرار دارد را برداشته و آن را به طرف قلب خود آورده و سپس در آتش بریزند، افراد جمع شده دور اجاق شروع به انجام این کار میکنند.
فلسفه این عمل این است که بنابر اعتقاد کهن فلسفه ودانتا آتش از بین برنده همه پلیدیها و زشتیها است، آنها اعتقاد دارند که از طریق آتش حتی گناهان را نیز میتوان پاک کرد و به همین خاطر با بر افروختن، نشستن به دور آن، خواندن ذکرهای خاص و ریختن موادی مخصوص نیایشی را انجام میدهند در اصطلاح سانسکریت به آن پوجا 20 گفته میشود. با این عمل آنها خود را به خدا نزدیکتر کرده، و از او طلب بخشش و مغفرت میکنند.
مراسم پوجا با حضور سوامیچیداناندا که اینک به مکان برگزاری مراسم آمده و در جایگاه خود و در میان کودکان نارنجیپوش مستقر شده است حال و هوای دیگری به خود میگیرد، چرا که با خواندن آواهای عرفانی از طریق میکروفون و همآوایی تعدادی نوازنده سازهای سنتی هندی با او شور خاصی در بین حاضرین ایجاد میشود. او در حالیکه نگاهش را به چشمانداز کوههای هیمالیا و رود گنگ میاندازد دستهایش را به حالتی در میآورد که انگار میخواهد تمامی آنها را بغل کند. به هر حال پس از دقایقی شکرگذاری به واسطه همه نعمتهایی که خداوند عطا کرده است نوبت به روشن کردن چراغهای دستی میشود، تعداد زیادی چراغ روغنسوز که چندین محفظه برای قرار دادن فتیله و روغن چراغ دارد توسط شاگردان سوامیچیداناندا روشن شده و بین جمعیت توزیع میشود، با اشاره آنان جمعیت از جای خود برمیخیزند و چراغها را دست به دست میدهند، آنها حداقل 5 بار در جهت عقربههای ساعت چراغها را به حرکت در آورند، جمعیت که حالا تعدادشان به هزاران تن میرسد سعی دارند تا حداقل یکی از این چراغها را به دست آورده دستهاش را گرفته، لحظهای چشمان خود را بسته، نیتی را در قلب خود کرده، 5 بار در جهت عقربههای ساعت به حرکت در آورده و سپس آن را به شخص بغل دستی که در انتظار دریافت آن است بدهد.
این بخش از برنامه در واقع اوج مراسم پوجا در کنار رود گنگ است که در شامگاه روز دوشنبه با حضور گروه ایرانی، سوامیچیداناندا پوجایی و هزاران نفر گرد آمده از اقصی نقاط جهان برگزار میگردد.
این قسمت از برنامه حدوداً 20 دقیقه به طول میانجامد، در طول این مدت تنها بخشی از جمعیت حاضر میتوانند چراغها را به دست گرفته و آنها را بچرخانند.
پس از اتمام این بخش، جمعیت حاضر در مراسم شاهد به آب اندازی تعداد زیادی کاسه از جنس برگ درخت که به طرز زیبایی ساخته شده است در رود گنگ هستند. در این کاسهها چند دانه گل طبیعی تازه، روغن دان بشقاب مانند به اندازه ته لیوان و از جنس مقوای ضخیم و مقداری از همان موادی که در مراسم پوجا به کار برده میشد قرار داده شده است، این کاسهها توسط بسیاری از اعضاء حاضر که به ترتیب و به صورت صف در کنار رود گنگ مستقر شده بودند بر روی رود گنگ قرار داده میشود.
قرار دادن کاسههایی از جنس برگ با محتویات گفته شده بر روی رود گنگ از جمله مراسم عبادی است که باز هم با هدف رفع مشکل و رسیدن به خواستهها و آرزوها توسط کسانیکه از اقصی نقاط جهان به این منطقه میآیند انجام میپذیرد.
شناور شدن کاسههای برگی به هنگام غروب خورشید بر روی رود گنگ در حالیکه یک شعله کوچک از داخل آن هویدا است و همراه با جریان آب به سمت بالا و پائین حرکت میکند منظره فوقالعاده زیبا و بدیعی را به وجود میآورد که از ذهن هیچ کس پاک نمیشود.
پس از انجام این قسمت سوامیپوجا یا سوامیچیداناندا ساراسواتی در حالیکه به اتفاق جمع کودکان طلبه نارنجیپوش دستهایش را به آسمان دراز میکند و جمعیت حاضر نیز به دنبال او دستها را به آسمان بلند میکنند تا آخرین دعا و نیایش به درگاه خداوند را انجام داده و مراتب سپاس خود را به واسطه اینکه یک روز دیگر از زندگی آنها با خوشی و شادکامی سپری شد شکرگزاری مجدد برای سعادت و کامیابی برای روزهای آینده مراسم را به پایان میبرد. او سپس در حالیکه کودکان نارنجیپوش او را همراهی میکنند جایگاه برگزاری مراسم پوجا را ترک کرده و به آشرام پارمارت که در دو قدمی این مکان قرار دارد حرکت میکند.
گروه دانش یوگا در حالی سکوهای مشرف به رود گنگ را ترک میکند که تأثیری شگرف از این مراسم که با مشارکت یکی از معروفترین عرفای هیمالیا، همچنین تعدادی از کودکان نارنجیپوش که معلمان آینده بخش عظیمی از مردم این خطه خواهند بود و بالاخره جمع کثیری از علاقمندان به عشق و معرفت از سراسر جهان انجام پذیرفت را برای همیشه در حافظه خود نگهداری کرده و به یادگار خواهد گذاشت.
ایرانیان حاضر پس از اتمام مراسم و با توجه به اخذ وقت قبلی به سمت محل اقامت پوجاییسوامیچیداناندا حرکت میکند. محل اقامت او خیلی ساده است و به لحاظ چیدمان وسایل مختصر در آن براساس سیستم فنگشویی کسانیکه وارد آنجا میشوند از احساس آرامش زیادی برخوردار میگردند.
گروه ایرانی با استقبال فوقالعاده گرم این مرشد و معلم یوگا رو به رو میشود، از ابتدا با تک تک گروه آشنا شده و سپس اظهار میدارد هر سوالی که دارید مطرح کنید.
حاضرین ایرانی که همگی معلم یوگا بوده و یا با آن آشنا هستند سوالاتی به شرح ذیل مطرح میکنند.
راههای رسیدن به آرامش درون، چگونگی رسیدن به تمرکز، چگونگی بیدار کردن نیروی کندالینی «انرژی موجود در انتهای ستون فقرات»، راه رسیدن به شناخت و ....
معلم و مرشد معروف هیمالیا از طرح سوالات گروه ایرانی خیلی شگفتزده میشود. به طوریکه اظهار میدارد این برای من خیلی جالب است که ایرانیها تا این حد در زمینه یوگا پیشرفت کرده و سوالاتی که نشان دهنده تعمیق آنان در زمینه یوگاست را مطرح میکنند.
برای رسیدن به آرامش درون بایستی ابتدا ذهن را آرام کنیم، پس از به وجود آمدن ذهنیت باید تلاش کنیم، حسادتها، کینهها، دشمنیها و انجام هر عمل منفی را از خودتان دور کنیم و در ازای آن عشق و دوست داشتن و محبت را جایگزین آن کنیم. در مرحله بعد بایستی تلاش کنیم چنانچه کاری از دستمان برای هر کس بر میآید انجام دهیم، آن هم بدون توقع و چشم داشت. مرحله بعد قدم گذاردن در راه معنویات و رفتن به سوی خداوند است، هر چه به سمت او پیش رویم آرامش، بیشتر میشود و اگر بتوانیم وابستگیهایمان به جهان مادی را نیز کم کنیم آن وقت است که مدینه فاضله حاصل میشود.
و چنانچه تمرینات یوگا و مدیتیشن را هم به این چیزهایی که گفته شد اضافه کنیم آن وقت نیروی عظیم کندالینی بیدار میشود.
1. Haridwar 2. Kombha Mela 3. Reshi Kesh 4. Swami Vimalananda 5. Mississipi
6. Amazon 7. Nil 8. American Nationanal Goography 9. Divine Life Society 10. Serve
11. Love 12. Give 13. Purify 14. Meditate 15. Realize 16. Parmarth
17. Pujai Swami Chidananda SSaraswati 18. Siva 19. Ram 20. Pouja
یوری گلر
چندی قبل، کتابی به چاپ رسید که "خاطرات پر رمز و راز یوری گلر" Youri Glearنام داشت. "یوری گلر" مردی است دارای نیروی شگفتانگیز "تله پاتی" که نگاهش قدرت غیرقابل انکاری روی فلزات دارد. او قادر است آنها را با نگاهش کج کند و یا ساعتها را از کار بیندازد.
در سال 1952 میلادی دکتر"آندریژا پوهاریش" Dr.Ardrege pouharish دانشمند و محقق معروف در مسائل ماوراءالطبیعه، درباره یک یوگی هندی که نیروهای شگفتآور روحی و استعداد عجیب پیشگویی داشت، تحقیقاتی انجام داد. این یوگی ظاهراً به حالت عمیق خلسه فرو میرفت و با صدایی ناشناس و لهجه غلیظ و درست انگلیسی، شروع به صحبت میکرد، از "اصول نه گانه" حرف میزد و از نیروها و موجودات ناشناختهای مثل صاحبان هوش برتر و فوق انسانی صحبت میکرد که مایل بودند به سیر تکامل بشر کمک کنند.
چهارسال بعد، دکتر پوهاریش، در مکزیک با یک پزشک مکزیکی و همسرش آشنا شد که ظاهراً با موجودات فضایی در ارتباط بودند. مدتی بعد، این طبیب برای دکتر پوهاریش، دو پیام فرستاد که معتقد بود آنها را از موجودات فضایی دریافت کرده است. این پیامها، حامل همان "نه اصل" بودند. درست مثل پیامهایی که چند سال پیش یوگی هندی داده بود. در نتیجه برای پوهاریش این تصور پیش آمد که شاید طبیب مکزیکی به طریقی از ملاقات او با مرد هندی باخبر شده و با پیش کشیدن مطلب "اصول نه گانه"، میخواهد نظر او را جلب کند، ولی در حقیقت چنین نبود.
دکتر پوهاریش که تحقیقاتش در مسائل ماوراءالطبیعه بسیار جدی و علمی بود، در دهه سالهای 1960، مجذوب یک جراح روحی و شفادهنده برزیلی به نام "آریگوئه" Arigua شد. آریگوئه یک کارگر عادی معدن بود که یک روز، در حالی که عقیده داشت روح جراحی او را تصرف کرده، در حالت خلسه با یک چاقوی آشپزخانه، دست به عمل جراحی روی زنی در حال مرگ زد. عمل جراحی بدون هیچگونه بیهوشی، بیحسی موضعی یا وسیله ضدعفونی کننده انجام شد و نتیجه عمل به صورت باورنکردنی موفقیتآمیز بود. "آریگوئه" خون بعدها این نوع جراحی و صدها مورد مشابه دیگر را تکرار کرد که تمامی آنها با یک چاقوی آشپزخانه انجام میشد و آریگوئه آن را فقط با پیراهنی که پوشیده بود، تمیز میکرد. در طول این مدت جراحتها از عمل جراحی هرگز عفونی نشدند و بدون کمک هیچ نوع آنتیبیوتیک و یا مواد میکروبزا، همگی شفا یافتند. ظاهراً آریگوئه این جراحیها را به کمک روح یک جراح آلمانی که مدتها پیش مرده بود، انجام میداد. این روح در زمانهایی که آریگوئه به حالت خلسه میرفت، با او ارتباط برقرار میکرد.
دکتر پوهاریش به دیدار آریگوئه رفت و از نزدیک شاهد اعمال جراحی و کارهای حیرت انگیز او شد و حتی دید که چگونه آریگوئه غده چربی بازوی دکتر پوهاریش را هم با موفقیت بیرون آورد. باید گفت که دکتر پوهاریش مدتی بود که از درد بازو شکایت داشت، ولی هیچ رادیوگرافی و آزمایشی، وجود غده را در ساعد او تأیید نکرده بود.
در ژانویه 1971، آریگوئه براثر یک تصادف اتومبیل درگذشت. پس از مرگ او، دکتر پوهاریش از اینکه از موقعیت استفاده نکرده و از این مرد برجسته در زمان حیاتش، اطلاعات بیشتری به دست نیاورده بود، به شدت پشیمان شد. در همین دوره، دکتر پوهاریش، از یوری گلر و استعداد شگفتانگیزش با خبر شد و او را با خود به آمریکا برد و کتابی درباره او نوشت که باعث بحث و گفت و گوی زیادی در میان محققان و دانشمندان شد.
دکتر پوهاریش مینویسد: یک روز وقتی یوری گلر در یک خلسه هیپنوتیکی خفیف بود، نوعی صدای متالیکی ناشناخته از فضا به گوش رسید که خود را نوعی انسان برتر یا موجود غیرانسانی معرفی میکرد. صدا گفت که "آنها" یوری گلر را انتخاب کردهاند تا در واقع وسیله و دستاویزی برای منظورشان باشد. در ارتباط بعدی، این موجودات ناشناخته خودشان را "نهمین" معرفی کردند.
"نهمین"، همان چیزی بود که پوهاریش 20 سال پیش شنیده بود و پی برده بود که بعد دیگری در خارج از زمان و مکان وجود دارد که هزاران سال است بشر زمینی را در آن زیر نظر گرفتهاند و در حال حاضر، "آنها"، در سفینه اسپکترا (Spectra) به معنی روح لطیف و خیال، در خارج از فضا هستند و با پدیدهای که آن را بشقاب پرنده یا "یوفو" Yufo میشناسیم، با انسانهای زمینی رابطه برقرار کردهاند و منظور اصلی آنها نجات بشر از نابودی به دست خودش است و در نظر دارند صلح را بر کره زمین مستقر کنند.
این صدای متالیکی، در حقیقت صدای واقعی موجودات فضایی نبود، بلکه به صورت الکترونیکی روی دستگاه کامپیوتر آفریده شده بود که پوهاریش آن را ضبط کرد، ولی نوار ضبط صوت به طرز اسرارآمیزی پاک شد. عکسهایی که از بشقابپرنده توسط یوری گلر و دکتر پوهاریش گرفته شد نیز ظاهر نشد یا پس از ظهور، پاک و ناپدید شد. مسلم است که سیل انتقادها و حتی بیحرمتیها و اتهامات، جلوی کار و محبوبیت دکتر پوهاریش را گرفت و حتی برای سایر دانشمندان و یا محققان، این شبهه را به وجود آورد که دکتر پوهاریش دیوانه شده و یا یک دروغگوی متقلب بزرگ است. ولی شخصیت علمی شناخته شده دکتر پوهاریش و قدمت تحقیقات و کتابهای علمی او که قبلاً منتشر شده بود، چیزی نبود که بتوان نادیده گرفت.
دکتر پوهاریش، قبلاً نیز از یک جوان آلمانی به نام "هاری استون" Haryston نام برده بود که در لحظات خلسه، به زبان مصر باستان حرف میزد و با خط هیروگلیف مینوشت. این شخصیت خلسهای که از طریق استون حرف میزد نیز ادعا میکرد که یک مصری سلسله چهارم به نام "راهوتپ" Rahutep است و دکتر پوهاریش 3 سال تمام وقت صرف یادگیری زبان مصر باستان و خط هیروگلیف کرد تا گزارشهای تاریخی "راهوتپ" را که تمامی آنها اصیل بودند، دریابد.
سایر مطالب علمی کتابهای دکتر پوهاریش نمایانگر این واقعیت است که او یک دانشمند برجسته و محقق جدی است ولی ادعاهای اخیر او دانشمندان و محققین را با این سوال روبهرو میکرد که آیا پوهاریش درست میگوید؟ آیا واقعاً موجودات برتر، هزاران سال است که کره خاکی ما را زیر نظر دارند؟ و یا همین موجودات، یوری گلر را به عنوان یک دستگاه فرستنده زمینی انتخاب کردهاند؟ و آیا توضیحات دیگری درباره اسراری وجود دارد که ما هیچ اطلاعی درباره آنها نداریم؟ قبل از اینکه این سوالات را کاملتر بررسی کنیم، بهتر است اول وضعیت یوری گلر را از نظر بگذرانیم.
یوری گلر میگوید: در کودکی مادرش یک چرخ خیاطی داشت که در آن یک سوراخ کوچک به چشم میخورد و یوری همیشه میتوانست یک جرقه آبی رنگ را در آن سوراخ ببیند. چیزی که برای دیگران غیرقابل رویت بود. در پنج سالگی، یک روز سعی کرد این جرقه آبی را با انگشت لمس کند، اما شوک حاصله از این تماس، او را چند متر به عقب پرتاب کرد و نیروی او از همین زمان به صورت عجیبی ظاهر و آغاز شد. او ناگهان کشف کرد که قادر است، ذهن مادرش را به روشنی بخواند و دریافت که میتواند همزمان