پناه بردن به یوگا، روش سوهانکیز Sue Hawkins

پناه بردن به یوگا، روش سوهانکیز Sue Hawkins
مترجم: مریم طلائی پاشیری
تجربه «سوهاوکنیز» بر پایه کنکاش عمیق در مفاهیم یوگاست. پس از زندگی پر هیاهوی او در سیدنی به عنوان یک کارگردان تلویزیونی که نام او را سر زبانها انداخته بود و سپس زندگی کنونی او در «بایرون بی» Byron Bay و رویکرد او به آموزش یوگا در منطقه «اوینگ سیدل»، Ewingsdale او را کاملاً مشهور کرده است. تمریناتی مانند یوگا، تفکر عمیق، متد تمرکز بر روی دم و بازدم، خواندن سرودهای مذهبی، دریافت پیامهای روحانی، جلسات شفادهی و انجام دیگر امور مرتبط با سلامتی همچنین برگزاری دورههای یوگا در تعطیلات در مؤسسه سوهانکیز انسان را به سفری روحانی و عمیق رهنمون میسازد.
«سو» 23 پیش با یوگا آشنا شد. او روش آینگار را مطالعه کرده و دوره آموزشی تدریس را در مرکز هنرهای یوگا در «بایرون بِی» در حوزه روشهای آشتانگایوگا و هاتایوگا به پایان رسانده است. او بتدریج تصمیم گرفت تا مطالعاتش را گسترش دهد. به همین دلیل با سفر به هند به منظور تفریح و در کنار آن انجام تمرینات یوگا مطالعات خود را با ب.ک.س آینگار BKS Iyengar در میسور Mysore آغاز کرد. او ابتدا به تمرینات آشتانگایوگا پرداخت و درک عمیقتری از جنبههای روحانی یوگا را کسب نمود. این سفر تجربه فراگیری مانترا را از طریق آموزگاران روحانی برای «سو» فراهم نمود. از همان ابتدای تمرینات گسترده یوگا، لقب معنوی «سوداسی» Suedasi به معنی «خدمتگزار خداوند» به او تعلق گرفت تا او بتواند ارتباطش را با روح خود قوت ببخشد و راه زندگیاش را در مسیر آموزش یوگا و درمان از طریق آن استوارتر گرداند. «سو» اخیراً دورههای آموزشی طب آیورودا و فلسفه یوگا را در مرکز مطالعات یوگا آسانای پونا در هند، به اتمام رسانده است. یوگا به معنی یکی شدن است. انجام یوگا به معنای یکی شدن جسم و ذهن و روح میباشد. یوگا چیزی فراتر از انجام حرکات جالب توجه «آساناها» میباشد. یوگا یک سفر ترکیبی برای فراگیری چگونگی استفاده عمیقتر از تنفس «پرانایاما»، برای رهایی بدن و آماده کردن آن برای تفکر عمیق و آرامش ژرف «یوگانیدرا» میباشد. شرکت کنندگان در مرکز یوگای «بایرون بی» به مرور زمان تجربه اینگونه زندگی کردن و رویکرد کلی به تمرینات یوگا را کسب میکنند. پس از آنکه «سو» با یک احساس خلاء درونی مواجه شد، دریافت که نیازمند یافتن مکانی برای دستیابی به آرامش است. چیزی که در زندگی شهری پر تنش او مفقود شده بود. روح او مانند یک جام، نیازمند سرشار شدن و متحول شدن در لایههای عمیقتر بود، آسایش و تعادل درونی او گم شده بود و در این هنگام «سو» دریافت که زمان برداشتن گامهای مثبت برای تحول در زندگی و نیز حرکت به سوی اداره کردن مرکز یوگا که متعلق به خودش باشد، فرا رسیده است. او میگوید: «برای من یوگا یک فرشته نجات بود. هنگامیکه شما یک زندگی پر مشغله پر تنش را اداره میکنید، دیگر به هیچ وجه وقت ارتباط با روح خود را پیدا نخواهید کرد. شما ساعتها بر روی دستگاه ورزشی «تِردمیل» بیتوجه و ناآگاهانه ورزش میکنید بدون آنکه هیچ رابطهای با خود و روح خود برقرار کنید. سو میگوید: بالاخره به جایی رسیدم که همه چیزهای مادی برای من مهیا بود ولی احساس خلاء و افسردگی، درون مرا فرا گرفته بود، من در اعماق وجودم احساس نارضایتی را تجربه میکردم، بدین ترتیب تصمیم گرفتم مجدداً تمرینات یوگا را آغاز کنم و از آن روز تا کنون سعی کردهام یوگا را با زندگی روزمرهام پیوند بزنم. این تصمیم به من کمک کرد تا فضایی را برای احساس شادمانی، تعادل درونی، آگاه شدن از همه رفتارها و تفکرات و نهایتاً رضایت در اعماق وجودم ایجاد کنم، یوگا یک راه زندگی است. روشی است برای زندگی که فوایدش بسیار مسرت بخش خواهد بود. وقتی این مسیر را آغاز کردید، تغییر دادن آن تقریبا غیرممکن است. احساس بهتری خواهید داشت. چهره و ظاهر زیباتری پیدا میکنید. پوستتان بهتر میشود، رژیم غذاییتان تغییر میکند، دیدگاههای شما متفاوت خواهد شد، قلب شما قویتر کار میکند و نگرش شما به زندگی قابل انعطافتر و شکیبا تر خواهد بود. یوگا حقیقتاً کلیدی برای گشودن پوشش سخت جسمانی از درون است. آن هنگام که جسم منعطف میشود، احساسات سرکوب شده سر بر آورده و اختلالات جسمی که ناشی از زخمهای کهنه سالیان پیش است رو به بهبود میگذارند، خیلی سریع بدن چابک و سبکتر شده، حسی از خرسندی و اعتماد به نفس حاصل میشود و این چنین است که تغییرات معجزهآسایی رخ میدهد. یوگا ما را از بند بیماری رها میکند و جسم و ذهن و روح را به تعادل میرساند. «سوهاوکنیز» متعهد شده است نشاطی را که به واسطه تمرینات یوگا به دست میآورد با دیگران سهیم شده و با اشتیاقی استوار و مطمئن، درس یوگا را ادامه دهد.
در روش یوگا سوترا Yoga Sutra شما هنگامی به موفقیت دست مییابید که برای مدتی طولانی تمرینات صحیح یوگا را با نگرشی خوشبینانه و اشتیاقی وافر بدون هیچ وقفهای انجام دهید. همواره اشتیاقی زیاد همراه با میل شدید برای آغاز تمرینات یوگا و نتیجهگیری زود هنگام وجود دارد، ولی با ادامه فشارهای زندگی روزمره و با وجود مقاومت شدید ذهن، یوگا ما را دلگرم به فائق آمدن بر ضعفهای جسمی و روحی میکند. همه اینها قابل درکند و همه ما چنین تمایلاتی داریم و بالاخره این یوگا است که بر نیاز تمرینات هوشیارانه با نگرش مثبت و منضبط همراه با دیدگاه طولانی مدت به سوی موفقیت نهایی تأکید میکند.
منبع: اينترنت فرستنده: عاطفه افتخاري
تاريخ در زمان ما دچار تناقض شده: ساختمانهاي بلندتر حوصلههاي كمتر. بزرگراههای پهنتر ديدگاههای تنگتر. بيشتر خرج ميكنيم كمتر داریم. بيشتر ميخريم كمتر لذت ميبريم. خانههاي بزرگتر داريم و فاميلهاي كوچكتر.
آسايش و رفاه بيشتر وقت كمتر. درجات تحصيلي بالاتر شعور كمتر. اطلاعات بيشتر اما قدرت قضاوت كمتر. متخصصين بيشتر مشكلات بيشتر. داروهاي بيشتر سلامت كمتر.
زياد از حد مينوشيم، بيش از حد سيگار ميكشيم، بيملاحظه خرج ميكنيم، كم ميخنديم، با سرعت رانندگي ميكنيم، زود عصبي ميشويم، شب دير ميخوابيم، صبح خسته برميخيزيم. كم مطالعه ميكنيم، زياد تلويزيون تماشا ميكنيم، ولی به ندرت دعا ميكنيم. اموالمان را افزايش دادهايم، ولي ارزشهايمان كاهش يافتهاند. زیاد حرف ميزنيم، به ندرت عشق ميورزيم و بيشتر تنفر داريم.
ياد گرفتهايم چگونه مخارج زندگي را تأمين كنيم، ولي نميدانيم چطور زندگي كنيم. به سالهاي زنده بودن افزودهايم ولي به سالها زندگي نميبخشيم. تمام راه راتا كره ماه رفته و برگشتهايم ولي براي اينكه به آن طرف خيابان، براي آشنا شدن با همسايه جديد برويم، مشكل داريم. فضاي ماوراء جو را فتح كردهايم، ولي فضاي درونمان را نميشناسيم. كارهاي بزرگتري انجام دادهايم ولي كارهاي بهتري نكردهايم.
هوا را تميز كردهايم، ولي روحمان را آلوده نمودهايم. اتم را كشف كردهايم، ولي تعصباتمان را رها نكردهايم. بيشتر مينويسيم، ولي كمتر ياد ميگيريم. بيشتر برنامهريزي ميكنيم، ولي كمتر به نتيجه ميرسيم. ياد گرفتهايم عجله كنيم ولي بلد نيستيم صبر كنيم. كامپيوترهاي بيشتري ميسازيم تا اطلاعات زيادتري در خود حفظ كنند و رونوشتهاي بيشتري تهيه شود، ولي كمتر و كمتر با يكديگر ارتباط برقرار ميكنيم.
اكنون زمان غذاهاي سريع «Fast Food» و هضم كند است. زمان مردان بزرگ و شخصيتهاي كوچك است. زمان منفعتهاي سرسامآور و ارتباطات سطحي است. روزهايي است كه زن و مرد هر دو درآمد دارند ولی طلاق بيشتر است. خانهها زيباترند و كانونها شكستهتر.
اكنون روزهاي سفر سريع، پوشك يكبار مصرف، اصول اخلاقي دور ريختني، مقاومت يك شبه، بدنهاي چاق است. روزهای مصرف قرصهايي كه هم نشاطآور است، هم آرامبخش و هم هلاك کننده. زماني است كه در ويترينها جنس بسيار است و در انبارها هيچ چیز نيست. زماني كه تكنولوژي ميتواند، اين نامه را به شما برساند و شما ميتوانيد انتخاب كنيد كه با اين پيام شريك شويد يا دكمه «حذف» Delit را فشار دهيد.
به ياد داشته باشيد، با آنها كه دوستشان داريد قدري وقت بگذاريد، زيرا تا ابد نخواهند بود. كودکي كه شگفتزده به شما نگاه ميكند، كلامي از سر مهرباني بگوييد، زيرا آن آدم كوچولو به زودي بزرگ ميشود و شما را ترك ميكند. كسي كه در كنار شماست، با گرمي در آغوش بگيريد، زيرا اين تنها گنجي است كه ميتوانيد به قلبتان ببخشيد، بدون آنكه ديناري هزينه داشته باشد. به شريك زندگي و عزيزانتان "دوستت دارم" بگوئید، با باور كامل و از روي حقيقت يك بوسه و يا در آغوش گرفتن، در صورتي كه از ته دل باشد، دلخوريها را ترميم ميكند.
به ياد داشته باشيد، لحظهها را مغتنم بشماريد، دست عزيزي را بفشاريد و دوستش بداريد، زيرا ممكن است، روز دیگر آنجا نباشد براي دوست داشتن وقت بگذاريد، براي گفتگو وقت بگذاريد، براي سهيم كردن ديگران با افكار پربار و باارزش ذهنتان وقت بگذاريد.
و هميشه بخاطر داشته باشيد: زندگي با تعداد نفسهايي كه ميكشيم ارزيابي نميشود، بلكه با لحظات پرهيجان حيات كه نفس را بند ميآورد سنجيده ميشود.
منبع: اينترنت فرستنده: عاطفه افتخاري
روزی که الکساندر فلمینگ پنسیلین را کشف کرد، خیلیها فکر میکردند، مشکل بزرگ پزشکی حل شد. ولی متأسفانه هنوز در ابتدای کار هستیم و در مقایسه با پیشرفت تکنولوژی و تسخیر کرات دیگر برای مسائل زیاد پزشکی راه حل و یا معالجه قطعی پیدا نشده است، زیرا اصولاً تشخیص و دلیل خیلی از بیماریها همچنان سؤال بر انگیز است. گرچه تکنیک جراحی، امکانات زیادی ایجاد کرده و به پیشرفتهایی چون ساخت مفصل مصنوعی، پیوند اعضاء قلب و ریه، انجام جراحی ترمیمی نائل آمدهایم ولی متأسفانه هنوز میلیونها بیمار رماتیسمی روز و شب از درد مینالند و اگر یک روز بیمار صرعی داروی آنتیلپتیک «ضد صرع» خودش را نخورد، فردا وسط خیابان ولو میشود. گذشته از بحث سرطان، هنوز همچنان دهها بیماری دیگر لاعلاج مانده و پزشکان بیماران را با داروهای مسکن سرگرم میکنند.
در هر حال، امید بیمار به طبیب است. چیزی که باعث میشود، به سوی دکتر و بیمارستان روانه شود، احساس درد در قسمتی از بدن است، زیرا ممکن است تغییرات زیادی داخل یا خارج بدن پیدا شود ولی به دلیل دردناک نبودن، انسان اصلاً متوجه وجود این تغییرات نمیشود. متأسفانه بدترین نمونه این حالت پیشرفت بیماریهای بدخیم است که انسان وقتی پی به وجود آن میبرد که دیگر دیر شده و اکثراً قابل ترمیم و یا درمان نیست. طبیعی است که درد، انسان یا حیوان را برای جلوگیری از پیشرفت خطر آگاه میسازد و اگر چرک دندان با وجود درد احساس نشود، مسلماً یک عفونت وسیع دردسر ساز به وجود خواهد آورد. این سیستم حفاظتی که به وسیلهی درد باعث کمک و جلوگیری از خطر میشود، چنانچه ادامه پیدا کند، باعث دردسر و تباه کردن زندگی انسان میگردد.
متأسفانه درد برخلاف 5 حس دیگر انسان، معیار قابل سنجش و اندازه گیری ندارد، البته دستگاههای الژزومترو algometric «درد سنج» وجود دارد ولی دقیق نیست و چون احساس درد ارتباط مستقیم با روحیه، ظرفیت و شرایط زندگی و حتی تربیت اشخاص دارد. با وجود اینکه بعضی از کودکان فاقد سلولهای عصبی حسی هستند، ولی معمولاً حس درد قبل از تولد در انسان به وجود میآید و عکسالعمل آن در اطفال نسبت به بزرگسالان متفاوت است. احساس درد در بچهها ابتدا با ترس همراه است و بعد به مرور زمان یاد میگیرند که چگونه عکسالعمل خودشان را در مقابل تحریکات دردزا کنترل کنند.
مراجعه به پزشک بستگی به فرهنگ و تربیت یک جامعه و تحمل اشخاص در مقابل ناملایمات دارد. این که افراد تا چه اندازه اهمیت به سلامت خودشان بدهند و یا قدرت تحمل درد را داشته باشند، مسئله مهمی است. در هر حال با مراجعه به پزشک و انجام دستورات اولیه، بیماری یا با دارو و یا با جراحی درمان میشود، اما اگر با گذشت این مرحله، باز هم بیمار به نتیجه نرسید، با شدت یافتن درد به دکتر دوم و بیمارستان سوم مراجعه میکند، اگر باز هم درمان نشد، بیماری از حالت حاد به مزمن تبدیل میشود، البته این از دو حال خارج نیست، یا بیماری تشخیص داده نشده و بیمار هنوز در حال تکرار آزمایشات، عکسها، سونوگرافی و عکس رنگی است و یا تشخیص روشن است، ولی پزشک از یافتن راه درمان و تسکین درد ناتوان است.
بدین ترتیب بیمار دردی لاعلاج، جسمی خسته و روحی کسل دارد. اینجاست که برخی از بیماران کمکم سر از دکتر علفی، فالگیر، دعانویس، تیغ زن و رگ گیر در میآورند و با احترام به اعتقادات مذهبی، نذر و نیاز میکنند، ولی از درد مزمن رنج میبرند و چشم به راه آشنائی هستند که آدرس دکتر جدیدی را برایشان بیاورد.
قبل از اینکه به موضوع اصلی یعنی کلینیک درد و آنچه که تحت این عنوان رایج است بپردازیم، اجازه دهید، به طب کلاسیک امروز برای معالجه دردهای مزمن یا به عبارت دیگر بیماران مزمن اشاره کنیم. همیشه و هم زمان با طب رایج در هر دوره، روشهای مختلفی به وسیله اشخاص روی بیماران پیاده میشود که اگر بخواهیم ریشهیابی کنیم چرا مردم به این متدها گرایش پیدا میکنند، داستان به درازا میکشد، ولی آنچه که میتوان در یک جمله گفت و هنوز هم شاهد آن هستیم مستأصل بودن بیمار است. افراد تحصیل کرده، در قرن بیستم در پیشرفتهترین نقاط جهان، برای رفع دردهای خود، ناچار به سوی اشخاصی رو میآورند که در برخورد اول مسخره و تعجبآور است. حتی در اروپا افرادی هستند که با کشیدن دستهای خود روی بدن بیماران و یا گذاشتن دست روی بدن آنها مدعی درمان دردهای مزمن آنها هستند که متأسفانه روزانه تا چندین هزار نفر به آنها مراجعه میکنند.
در اینجا اشارهای داریم به فهرست متدهائی که امروزه، به خصوص در اروپا کاملاً رواج دارد. این متدها توسط پزشکان در مطب، کلینیک و بیمارستانها روی صدها بیمار اعمال میشود: طب سوزنی، لیزر درمانی، حجامت، زالو انداختن، تزریق خون بیمار داخل عضله، شیر و یا کایروتراپی، هومیوپاتی، هیدروتراپی و ... برگردیم به کلینیک درد و آنچه که در جوار سایر تخصصها به عنوان مراکز درمانی دردهای مزمن وجود دارد. این مرکز به سه دسته تقسیم میشوند:
اول- متد آمریکائی که تحت عنوان « P.C » یاPain-clinic یا «P.T.C »Pain treatment center و یا« P.S»
Pain Service است و با همکاری سایر کلینیکها کار میکند. در اینجا اصولاً کارهای تشخیصی در مورد بیماران انجام میشود و شک و تردید در تشخیص وجود ندارد، مانند دردهای سرطانی و فانتوم.
دوم- متد اروپائی است که اکثراً به صورت مطبهای طب سنتی است ولی کمتر بیماران سرطانی و بیشتر افراد مبتلا به بیماریهای مزمن مورد درمان قرار میگیرند.
اما دسته سوم که موضوع اصلی مورد بحث ما است، ایجاد کلینیک ایدهآل است که سعی بر ایجاد آن داریم. این سیستم بدین صورت کار میکند که بیمار با تشخیص قبلی به کلینیک مراجعه میکند. ما اساس را بر این پایه میگذاریم که یک نقطه کوری در وضعیت بیمار وجود دارد که تاکنون دردش تسکین نیافته و این از دو حال خارج نیست، یا بیمار یک عارضه لاعلاج دارد که باید فکری برای درمان او کرد و یا بیماریش تشخیص داده نشده که اگر وضع بیمار مشخص باشد دیگر دلیلی ندارد او هر روز به یک متخصص مراجعه کند.
بنابراین ما باید وضع بیمار را مشخص کنیم و بعد ببینیم از سفره رنگینی که داریم چه چیز به مذاق او سازگارتر است. در این مرحله کار شروع می شود واز آنچه یافته ایم برای او نتیجه گیری می کنیم که:
1- یا بیماری یک بیماری عضوی است، پس در درجه اول متدهای کلاسیک را به او پیشنهاد کرده و سعی میکنیم بیمار را زیرنظر داشته باشیم تا سرگردانی کمتری داشته باشد.
2- ممکن است بیماری تشخیص داده شده باشد ولی متدهای کلاسیک تاکنون بی نتیجه باشد که در این حالت باید با یکی از متدهای غیرداروئی که در بالا ذکر شد بیمار را درمان کرد.
3- امکان دارد در این خصوص ما هم چیزی پیدا نکنیم چرا که شاید کلیه آزمایشات بدون تغییرات پاتولوژیکی باشد ولی بیمار درد دارد و خواب و خوراک ندارد. در این شرایط هم، با متدهائی که در بالا گفتیم درمان را آغاز می کنیم.
شایع ترین دردهای مزمن
کمردرد یکی از بیشترین عوارض مزمن مردم است. فقط در آمریکا روزانه 7-6 میلیون نفر از کمردرد مینالند و این برای ایالت کالیفرنیا در سال 1970 دویست میلیون دلار خرج داشته است، در ایران هم اگرچه آماری نداریم ولی اگر خوب دقت کنیم، میبینیم که حداقل چند تن از دوستان و آشنایان از درد کمر شکوه میکنند و بعضی از آنها تحت درمان هستند: دیسک، سیاتیک، لومباگو یا قلنج. در هر حال همه یک شکل دارند، همه کمرشان درد می کند و نمیتوانند راه بروند. برخی هم پس از طی هفت خان رستم و گذشت چندین سال نزد افرادی میروند که معروف به رگ گیر یا جا انداز و ... میباشند.
یک کار تحقیقاتی نشان داده است، 80 درصد بیماران که به عناوین مختلف یک دست به کمر و یکدست به عصا راه میروند، هیچ بیماری عضوی ندارند. این آمار از یک گروه مشترک تحقیقاتی از دانشگاه نیویورک و کلمبیا روی 5000 بیمار کمردردی به دست آمده است. از این 5000 نفر 4000 نفر دقیقاً فاقد هرگونه ضایعات و تغییرات بیماری بودهاند، به عبارت دیگر 81 درصد این بیماران عدم هماهنگی عضلانی داشته اند و 19 درصد بقیه مبتلا به بیماریهایی از قبیل پرولا پس، دیسک، تومر، نویریتید و غیره بودهاند. همانگونه که مشاهده میکنید، فقط بخشی از 19 درصد مربوط به پرولاپس نمیشود بلکه بقیه 81 درصد نیز، از این اتهام مستثنی نیستند.
موضوع ما کلینیک درد بود و وجود درد را به عنوان یک زنگ خطر بررسی کردیم و اینکه چگونه یک عارضه مزمن تبدیل به یک بیماری می گردد. متدهائی که امروزه خصوصاً جهت درمان دردهای مزمن در اروپا رواج دارد و بوسیله همکاران پزشک ما هر روز روی صدها بیمار انجام میگیرد، به شرح زیر است:
- اوزون تراپی- اکوپانکچر- بانشدیسم- فیتوتراپی- بیوفیدبک- خون گرفتن یا رگ زدن- نویرالتراپی- لیزرتراپی- تیموس تراپی-همئوپاتی- مگنوتراپی- هیدروتراپی-تریگوپوینت تراپی- شیروتراپی- فرش سل تراپی- هماتوژن اکسیدتراپی- تزریق خون به داخل عضله- حجامت و بالاخره بعضی از کارهای جدید دیاگتوستیک (تشخیصی) مانند: ترموگرافی و کرلیان فتوگرافی
امروزه این روشها به خاطر اثرات جانبی و مسمومیت های درمانی، به صورت کتاب و مقاله در دسترس عموم قرار گرفته و طرفداران زیادی را به خود جلب نموده که تبلیغ بر علیه کمپانی های داروئی و سودجوئی آنها بیشتر شده متدهای فوق همانطور که گفته شد، در اروپا بیشتر مورد استفاده قرار گرفته است.
همانطوری که اشاره کردیم، روشهای آمریکائی که تحت عنوان P.TC-P.C و P.S. انجام می گیرد، عبارت است از: کودوتومی- تریگرپوینت تراپی-بیوفیدیک- ریزوتومی، هیپنوز و غیره. این مراکز همانطور که گفته شد، مخصوص بیمارانی است که کارهای تشخیصی روی آنها انجام شده و بیشتر، مسأله تسکین درد مطرح است. متدهای مورد ذکر بطور خلاصه عبارتند از:
- اوزون تراپی:
«اوزون» گازی است که در اثر انرژی زیاد از O2 به دست میآید، این انرژی میتواند بوسیله برق در طبیعت ایجاد شود، از رعد و برق، الکتریسته یا امواج ماوراء بنفش مخلوط گاز اوزون با هوا سمی است ولی مخلوط آن با اکسیژن می تواند اثر پزشکی مفیدی داشته باشد. گاز اوزون خاصیت ضدعفونی کننده دارد و در تنفس سلولی بهتر از اکسیژن عمل میکند. موارد مصرف این گاز در پزشکی عبارت است از:
- مصرف مستقیم اوزون (جهت درمان زخمهای کهنه)
- تزریق داخل شریان (برای ناراحتی های عروقی)
- تزریق داخل عضله (در آسم و رماتیسم)
- تزریق داخل ورید
- خون گرفتن یا رگ زدن
هیچ درمانی به این اندازه قدیمی نیست. اولین انسانها هم این کار را تجربه کرده اند و ما امروزه اثرات فوق العاده این متد قدیمی را می بینیم. مطالعه روی 3000 بیمار انفاکتوسی «سکته قلبی» نشان داده که آمادگی شخص برای ابتلا انفاکتوس به نسبت بالا بودن گلبول های قرمز افزایش می یابد.
موارد زیادی از اثرات رگ زدن به عنوان محرک سیستم و جتاتیو «اعصاب نباتی» گزارش شده و حتی ابن سینا در ارتباط با بیماریهای مختلف، نقاط مختلفی را برای این کار توصیه می کند. مثلاً: زدن رگ بین انگشت شصت و سبابه را در بیماریهای کبدی و دیافراگم شرح داده شده. ما میدانیم، نقطه ای که ابن سینا پیشنهاد کرده، نقطه معروفی در طب چینی یا طب سوزنی است. این نقطه روی خیلی از بیماری ها موثر است.
در این رابطه، استفاده از زالو را نیز نباید فراموش کرد که امروزه در اروپا خیلی رواج دارد. از نظر طبی زالو سه کار انجام میدهد، اول- تحریک موضعیی پوست که اگر آگاهانه روی نقاط معینی قرار گیرد به رفع مشکل بیماری کمک میکند. دوم- وارد کردن هیرودین از طریق خون که باعث جلوگیری از ایجاد ترمبوزا «انعقاد خون» می شود. سوم گرفتن خون که آن هم یک محرک سیستم وجتاتیو میباشد.
در رابطه با خون گرفتن، تکنیک تزریق خون بیمار به داخل عضله به عنوان محرک سیستم ایمون «دفاعی» بدن در درمان بیماری های سیستمی مانند رماتیسم، آلرژی، آسم و غیره مفید است.
- نویرالتراپی: 60 سال پیش اولین بار که دکتر «والتر هونکه» اشتباهاً «پروکائین» را به جای یک مسکن داخل ورید بیمار میگرنی تزریق کرد و اثر معجزه آسای آن را دید، اولین سنگ بنای نویرالتراپی گذاشته شد. البته قبلاً اثرات ضدالتهاب پروکائین توجه خیلی ها را جلب کرده بود ولی به مسخره گرفته شده بود. ولی امروزه میدانیم این اثر را «گزیلوکائین» ندارد و پروکائین بیشتر مورد توجه قرار میگیرد.
پس از این موفقیت دکتر دیگری موسوم به «لریشه» روی محل عمل یا زخمی که بعد از عمل ایجاد مزاحمت می کرد پروکائین تزریق کرد. او متوجه شد، علاوه بر اثر موضعی، سایر نارحتی های بیمار که به صورت دردهای نامشخص یا به قول بعضی ها رماتیسم عصبی بشمار میرفت، برطرف شده است.
در حال حاضر این وسیله نتایج بسیار درخشانی در دردها دارد. همه زخمها مانند جای کهنه عمل و نقاط چرکی دندان، لوزه، گوش و دستگاه زنانه میتوانند به عنوان نقطه یا محل مزاحم در بدن باشند. تکنیک نویرالتراپی برای از بین بردن خاصیت مزاحمتی این نقاط است. با استفاده از تزریق پروکائین میتوان به رفع مشکلات جسمی زیادی دست بدست آمده است.
«اکوپانکچر» Acupuncture: آکوپونکتور یا طب سوزنی که همه کم و بیش با آن آشنا هستیم و در اینجا فقط به عنوان یک تکنیک از آن یاد میکنیم.
- اشعه لیزر یا لیزر درمانی: مزایای این سیستم نسبت به طب سوزنی این است که مثل سوزن دردناک نیست و وسعت اثر آن بیش از یک سوزن است و زمان کار از بیست دقیقه به سی ثانیه بوسیله لیزر کوتاه می شود.
فیتوتراپی همان گیاه درمانی است و هیدروتراپی هم آب درمانی است و استفاده از حمام متناوب آب گرم و سرد در درمان بیماریهای عروقی موثر است. شیروتراپی یا گایروتراپی، جا انداختن مهره ها یا قولنج گرفتن است و یکی از تکنیکهای درمانی ستون فقرات به حساب میآید.