
نويسنده : دون ميگوئل روئيز مترجم : دل آرا قهرمان
گردآوری و تلخیص: اسماعيل ذريتخواه
· غير از آنچه ما واقعيت ميناميم، واقعيتهاي ديگري نيز وجود دارند.
· براي انتقال هرچه سادهتر منظور نويسنده اين كتاب بايد بگويم كه او نه تنها معتقد است كه واقعيت فعلي جهان حاضر حاصل «توهم» مشترك نسلهاي متمادي و ميليونها نفر از مردمان حاضر در این عصر میباشد. بلکه او بر اين باور است كه ميتوان اين «توهم» مشترك را تغيير داد.
درباره تولتكها- هزاران سال پيش در تمام خطهی جنوبي مكزيك تولتكها Toltak را «زنان و مردان خردمند» ميدانستند. مردم شناسان از تولتكها به عنوان قوم يا نژاد سخن گفتهاند، اما در واقع تولتكها دانشمندان و هنرمنداني بودند كه جامعهاي تشكيل داده بودند تا به كشف و حفظ معرفت معنوي و آيينهاي باستاني بپردازند. آنان به صورت گروههايي مركب از استاد و شاگرد در شهری قديمي و در کنار اهرام در خارج مكزيكو سيتي، گرد هم میآمدند. آنان اعتقاد داشتند که آن منطقه جايي است كه در آن «آدميان به خدا تبديل ميشوند».
روياي سياره زمين – تمام ذهن شما شبیه مه است كه تولتكها آن را ميه _ تو _ تي Mie-To-Teeمينامند. ذهن شما رويايي است كه در آن هزاران نفر همزمان سخن مي گويند و هيچ كدام حرف ديگري را نمي فهمد. اين، وضعيت ذهن موجود بشر امروز است.
يك ميه _ تو _ تي بزرگ . با اين ميه _ تو _ تي بزرگ، شما نمي توانيد آنچه را که واقعاً هستيد ببينيد. در هند آن را مايا Maya مي نامند، كه به معناي توهم است . اين مفهوم شخصيت است. در جمله « من هستم ». هر آنچه درباره خويشتن و جهان باور داريد، همه مفاهيم و برنامه ريزي هايي كه در ذهن داريد، همه، ميه _ تو _ تي هستند . ما نمي توانيم ببينيم كه حقيقتاً چه كسي هستيم، نمي توانيم ببينيم كه آزاد نيستيم .
به همين دليل است كه انسان ها در برابر زندگي مقاومت مي كنند . زنده بودن بزرگ ترين ترسي است كه انسان ها دارند . مرگ بزرگ ترين ترسي نيست كه ما داريم، بزرگ ترين ترس ما پذيرفتن خطر زنده بودن است، زندگي كردن و بيان آنچه که حقيقتاً هستيم. ما آموختهايم كه زندگي مان را در جهت ارضاي خواسته هاي ديگران بگذارنيم . آموخته ايم كه طبق ديدگاه هاي ديگران زندگي كنيم، از ترس اين كه پذيرفته نشويم و از نظر ديگران به اندازه كافي خوب نباشيم.
هيچ كس به اندازه خود ما با ما بدرفتاري نمي كند، نظام باورها و قضاوتها هستند كه ما را به اين كار وا مي دارند . حقيقت اين است كه بسياري از مردم مي گويند كه همسرشان يا مادر يا پدرشان با آنها بدرفتاري مي كنند، اما مي دانيد كه ما خودمان خيلي بيشتر با خودمان بدرفتاري مي كنيم . آن طور كه ما خودمان را قضاوت مي كنيم، بدترين قاضي ها هم این کار را انجام نمیدهند. اگر در برابر ديگران اشتباهي از ما سر بزند، سعي مي كنيم اشتباه خود را نفي كنيم و آن را بپوشانيم . اما به محض اين كه تنها شديم قاضي به قدري قدرت مي گيرد و به قدري احساس تقصير مي كنيم كه حالتی حماقتوار، بد بودن و نالايقی به ما دست مي دهد.
پيش درآمدي بر يك روياي جديد: هزاران ميثاق هست كه ما با خودمان، با ديگران، با روياي زندگيمان، با خداوند، با جامعه، با والدينمان، با همسرمان و با بچه هايمان داريم. اما مهم ترين ميثاق ها آنهايي است كه ما با خودمان داريم . در اين ميثاق ها شما به خود مي گوييد كه چه كسي هستيد؟ چه احساسي داريد؟ به چه چيز اعتقاد داريد و چگونه رفتار ميكنيد؟ نتيجه اين ميثاق ها چيزي است كه آن را شخصيت خود مي ناميد . در اين ميثاق ها شما مي گوييد : « اين من هستم . اين اعتقاد من است . من برخي كارها را مي توانم انجام دهم و برخي كارها را نمي توانم. اين واقعيت است، آن خيال است، اين ممكن است، آن ممكن نيست.»
يك ميثاق تنها، آن قدرها مسئله برانگيز نيست، اما ما تعداد زيادي ميثاق داريم كه موجب رنجش ما شده و باعث ميشوند كه در زندگي شكست بخوريم . اگر مي خواهيد عمري سرشار از شادی و نشاط داشته باشيد، بايد شجاعت اين را پيدا كنيد كه ميثاق هاي مبتني بر ترس را در هم بشكنيد و اقتدار شخصي خود را مطالبه كنيد . ميثاق هاي مبتني بر ترس موجب صرف انرژي بسياري مي شوند، اما ميثاق هاي مبتني بر عشق به ما كمك مي كنند تا انرژي خود را حفظ كرده و حتي انرژي بيشتري كسب كنيم .
اگر بتوانيم ببينيم ميثاق هاي ما هستند كه بر زندگي مان حكومت مي كنند و اين كه روياي زندگي مان را دوست نداريم آن وقت نياز به تغيير ميثاق ها را احساس مي كنيم . هنگامي كه بالاخره آماده تغيير ميثاق ها شديم، چهار ميثاق مقتدر هستند كه به ما كمك مي كنند تا توافق هايي را كه زاده ترس هستند و انرژي ما را هدر مي دهند، در هم بشكنيم .
اولين ميثاق : با كلام خود گناه نكنيد:
كلام تنها يك نشانه با يك نماد مكتوب نيست. كلام يك نيروست، اقتداري است كه براي بيان و ارتباط برقرار كردن، انديشيدن، و نهايتاً براي آفرينش رويدادهاي زندگي خود در اختيار داريد . شما مي توانيد سخن بگوييد . كدام حيوان ديگري در روي اين سياره مي تواند سخن بگويد ؟ كلام قدرتمندترين ابزاري است كه به عنوان موجودي بشري در اختيار داريد، اين ابزاري جادويي است ولی مانند شمشيري دو لبه عمل میکند با کلام ميتوانید زيباترين روياها را بيافريند و يا همه چيز را در اطرافتان نابود سازید. يك لبه آن استفاده نادرست از كلام است كه دوزخي واقعي مي سازد و لبه ديگر آن بيعيب و نقص بودن كلام است و معصوم بودن آن است كه زيبايي، عشق و بهشت زميني را میآفريند. كلام، بسته به اين كه چگونه مورد استفاده قرار گيرد، ممكن است شما را آزاد سازد و يا شما را از آنچه اكنون هستيد بيشتر به بند باشد. همه افسوني كه شما در اختيار داريد مبتني بر كلام است. كلام شما افسون خالص است و استفاده غلط از آن جادوي سياه .
در طول زندگی، والدين، برادران و خواهرانمان نظر خود را درباره ما بدون فكر كردن ابراز ميدارند. ما اين عقايد و نظرها را باور مي كنيم و همواره در ترس ناشي از آنها به سر مي بريم، مثلاً اين كه شنا كردن يا ورزش يا نوشتن را خوب بلد نيستيم، يك نفر مي گويد : « نگاه كن، اين دختر چه زشت است ! » دختر مي شنود و باور مي كند كه زشت است و با اين باور بزرگ مي شود . مهم نيست كه او چقدر از زيبايي بهره دارد، تا زماني كه اين ميثاق را پذيرفته است، باور دارد كه زشت است و اين طلسمي است كه او زير نفوذ آن قرار گرفته است .
با كلام خود گناه نكنيد. اين اولين ميثاق است و شما اگر مي خواهيم آزاد باشيد، اگر مي خواهيد شاد باشيد، اگر ميخواهيد از آن مرتبه وجودي كه دوزخ نام دارد بيرون بياييد، بايد آن را بپذيريد. اين ميثاق اقتدار بسياري به همراه دارد. كلام را در راه درست به كار ببريد . كلام را براي شريك كردن ديگران در عشق به كار ببريد . از جادوي سفيد استفاده نماييد، و از خودتان آغاز كنيد. به خود بگوييدكه چقدر شگفتانگيز هستيد، چقدر عالي هستيد. به خودتان بگوييد كه چقدر خود را دوست داريد . با استفاده از كلام، همه ميثاق هاي كودكانه و حقيرانه را در هم بشكنيد .
دومين ميثاق : هيچ چيز را به خود نگيريد:
هر اتفاقي كه در اطراف شما رخ داده یا میدهد، آن را به خود نگيريد . حتي زماني كه موقعيتي بسيار شخصي به نظر ميرسد، حتي زماني كه ديگران مستقيماً به شما توهين مي كنند، اين مطلب ربطي به شما ندارد. آنچه آنها مي گويند يا انجام مي دهند و يا عقايدي كه ابراز ميدارند، همه و همه طبق ميثاق هايي است كه در ذهن خويش دارند . نقطه نظرهاي ايشان حاصل برنامه ريزي است كه در طول زندگی دريافت كرده اند .
براي من مهم نيست كه شما درباره ام چه مي انديشيد، آنچه را درباره ميانديشيد من به خودم نمي گيرم . وقتي مردم ميگويند: « ميگوئل، تو بهترين هستي »، آن را هم به خودم نميگيرم و وقتي هم مي گويند : « تو بدترين هستي »، باز هم آن را به خودم نميگيرم. ميدانم شما وقتي خوشحال هستيد ممكن است بگوييد : « ميگوئل , تو فرشته اي ! » اما وقتي روحيه تان بد است، ميگوييد : « اوه , ميگوئل , تو مثل شيطاني ! چقدر نفرت انگيزي ! چطور ممكن است اين حرفها را بزني؟» در هر صورت روي من اثري نميگذارد، چرا که خودم ميدانم که هستم. نيازي ندارم كه از سوي ديگران پذيرفته شوم. نيازي ندارم كسي را داشته باشم كه به من بگويد: « ميگوئل، تو بسيار خوب عمل ميكني!» يا بگويد: «چطور جرئت كردي اين كار را بكني؟» نه، من آن را به خودم نميگيرم. شما هرچه ميخواهيد بينديشيد، هر چه مي خواهيد احساس كنيد، من مي دانم كه اين مشكل شماست، نه مشكل من. شما دنيا را اين گونه ميبينيد. اصلاً به من مربوط نمي شود، چون شما با خودتان درگير هستيد، نه با من. ديگران عقايد خود را دارند كه متناسب و موافق با نظام اعتقاديشان است، پس آنچه درباره من ميانديشند، واقعاً درباره من نيست، بلكه درباره خودشان است .
ممكن است عقايدي كه درباره خودتان داريد الزاماً حقيقي نباشند، نيازي نيست آنچه را در مغزتان مي گذرد يا به خود مي گوييد جدي بگيريد . بهتر است آن را هم به خودتان نگيريد . ذهن اين قدرت را دارد كه با خودش حرف بزند .
اگر بتوانيد از دومين ميثاق يك عادت بسازيد، مي بينيد كه هيچ چيز ديگر قادر نيست شما را دوباره به دوزخ بازگرداند. شما مي توانيد ببينيد كه اين ميثاق چه اندازه مهم است . چيزی را به خود نگرفتن به شما كمك مي كند تا بسياري از عادت ها و امور روزمره اي كه شما را دچار رنج بيهوده كرده و در دوزخ انداخته است، درهم بشكنيد. فقط با تمرين اين ميثاق دوم، شما اقدام به درهم شكستن تعداد زيادي توافق هاي كودكانه و حقيرانه مي كنيد كه موجب رنجشش شما مي شوند و اگر ميثاق اول و دوم را به كار ببنديد، هفتاد و پنج درصد از ميثاق هاي ابلهانه و آزار دهنده اي كه شما را در دوزخ نگه داشته، درهم خواهید شكست.
سومين ميثاق : تصورات باطل نكنيد:
نحوه فعاليت ذهن انسان بسيار جالب است . ما نياز داريم كه همه چيز را توجيه كنيم, همه چيز را توضيح بدهيم و همه چيز را بفهميم تا احساس امنيت كنيم . ما ميليون ها سئوال داريم كه به پاسخ نياز دارند، چيزهاي بسياري هست كه ذهن منطقي نميتواند آنها را توضیح دهد، مهم نيست كه پاسخ صحيح باشد يا نه، صرف پاسخ گرفتن موجب احساس امنيت مي شود، به همين دليل است كه تصورات را به ذهن راه مي دهيم .
ما همچنين تصوراتي درباره خودمان داريم که باعث تعارض دروني بسياري درونمان ميشود. « من فكر مي كنم كه توان انجام دادن اين كار را دارم.» شما ابتدا اين موضوع را تصور کرده و سپس كشف ميكنيد كه قادر به انجام دادن آن كار نيستيد. شما اغلب خودتان را دست بالا و يا دست كم مي گيريد، چون اين فرصت را به خود نمي دهيد كه پرسش هايي از خود كرده و به آنها پاسخ دهيد . شايد نياز داشته باشيد كه داده هاي بيشتري در مورد هر موقعيت ويژه گردآوري كنيد، يا شايد نياز داشته باشيد كه در مورد آنچه واقعاً مي خواهيد، ديگر به خودتان دروغ نگوئيد .
پس اين سومين ميثاق است : تصورات باطل نكنيد، گفتن اين مطلب آسان است، اما میدانیم كه انجام دادنش دشوار است چرا که ما اغلب بر خلاف آن عمل مي كنيم . ما همه اين عادات را داريم، بي آنكه خودمان آگاه باشيم. آگاه شدن از اين عادات و پي بردن به اهميت اين ميثاق، نخستين گام است . اما درك اهميت كافي نيست . اطلاعات يا عقايد بذري است كه در ذهن ما كاشته مي شود . آنچه واقعاً تفاوت ايجاد مي كند عمل است . عمل كردن مكرر اراده شما را تقويت مي كند، به عبارت دیگر دانه را آبياري ميكند و بنياني قوي و محكم بر جای ميگذارد تا عادات جديد رشد كنند . پس از تكرارهاي بسيار، اين ميثاق هاي جديد طبيعت ثانويه شما مي شود و خواهيد ديد كه چگونه جادوي كلام شما مي تواند شما را از جادوگر سياه به جاودگر سفيد مبدل كند .
چهارمين ميثاق : هميشه بيشترين تلاشتان را انجام دهید:
سه ميثاق نخستين در صورتي موثر واقع مي شوند كه بيشترين تلاشتان را انجام دهید. توقع نداشته باشيد كه هميشه بتوانيد معصومانه از كلام استفاده كنيد . عادات روزمره شما بسيار قوي هستند و در ذهنتان ريشه دارند، اما مي توانيد نهايت تلاشتان را به عمل آورید. توقع نداشته باشيد كه قادر باشید هيچ چيز را به خود نگيريد، فقط بيشترين تلاشتان را انجام دهید. توقع نداشته باشيد كه هرگز تصورات باطل نكنيد، اما بي شك مي توانيد نهايت تلاشتان را به جا آورید.
پس اگر شكست خورديد، خود را مورد قضاوت قرار ندهيد . اجازه ندهيد كه قاضي تان اين رضايت را به دست آورد كه شما را محكوم كند. محكم و پر طاقت باشيد. دوباره برخيزيد و دوباره با خود ميثاق ببنديد. « بسيار خوب من ميثاقم را شكستم و نتوانستم از كلام معصومانه استفاده كنم، دوباره شروع ميكنم. من فقط امروز به اين چهار ميثاق عمل ميكنم. امروز با كلامم گناه نميكنم، چيزي را به خودم نمي گيرم، تصورات بيهوده نميكنم و بيشترين تلاشم را انجام میدهم. »
منبع: اینترنت
ترجمه: عاطفه افتخاری
آیا امروز صبح از دنده چپ بیدار شدید؟ اگر اینطور است شما تنها نیستید. مطالعات نشان میدهد به طور تقریبی شمار زیادی از افراد هر شب با مشکل بد خوابی مواجه هستند و بسیاری از بدخوابی مزمن به ستوه آمدهاند. هنگامیکه میزان خواب روزانه ما لطمه میبیند، ناراحتیهای فیزیکی زیادی نظیر سیستم عصبی آشفته، انقباض عضلانی، مفاصل دردناک و ... عارض میشود. ضمن اینکه توازن روانی و احساسی نیز به هم ریخته و دچار ترس، خشم و عدم تمرکز میشویم.
بنابر باور یوگا خواب بسیار مهم است و یکی از چهار منبعی است که نیازهای پایه بشر را کنترل میکند، سه نیاز دیگر پایهای بشر عبارتند از: تغذیه، غرایز جنسی و حفاظت از خویشتن.
در گذشته دور پزشکان آیورودیک Ayurvedic خواب را «آرامبخش عظیم» لقب دادند، زیرا وقتی ما به طور طبیعی استراحت میکنیم حس میکنیم تغذیه شدهایم، بهبود یافتهایم و برای روزی که در پیش است آمادهایم. کلید یک خواب عمیق، تنظیم عادات شبانه شماست. به این صورت:
از ساعت 6 تا 10 شب دوشا کافا Kafa Dosha بر ما غالب است، که با ایجاد یک سنگینی طبیعی ما را به سمت خواب سوق میدهد. متأسفانه، بیشتر ما آموختهایم که این ریتم طبیعی را نادیده بگیریم و وقتی ساعت 10 شب را نشان میدهد، ما آماده دوره دوم شبانه میشویم. ناگهان شروع به نظافت خانه میکنیم، اینترنت را جستجو میکنیم، دسته چکمان را تنظیم میکنیم، یک فیلم هیجانی میبینیم و یا وارد یک بحث داغ میشویم. برای یک استراحت خوب، آیورودا توصیه میکند پیش از ساعت 10 شب بخوابیم و پیش از ساعت 6 صبح، زمانیکه چرخه کافا دوباره تکرار میشود،بیدار شویم.
عادات شبانه شما
این برنامه را تجربه کنید: برای هفته آینده عادات شبانه همیشگی خود را دنبال کنید، اما آگاه باشید. یک دفتر یادداشت از فعالیت عصر و شب خود تهیه کنید. آنچه بعد از ساعت 7 بعدازظهر میخورید، آنچه قبل از خواب انجام میدهید، ساعتی که به خواب میروید. آیا رویا میبینید؟ اگر چنین است، چه رویایی؟ هنگام صبح و در طول روز چه احساسی دارید؟ دومین هفته را با دنبال کردن برنامه خواب آیورودایی سپری کنید و به یادداشت کردن حالات خود ادامه دهید. این دو هفته چه تفاوتی با هم دارند؟ کدام برنامه خواب عمیقتری را به ارمغان میآورد و انرژی بیشتری را در طول روز به شما میدهد؟
بر طبق آیورودا، ما باید روزمان را از نظر روحی، احساسی و فیزیکی تحلیل کنیم تا فواید خواب را به حداکثر برسانیم. برنامه به شرح زیر است:
قبل از ساعت 7 شب شام سبکی بخورید و سپس تا صبحانه «به جز مایعات» چیزی نخورید.
زود برای استراحت آماده شوید. از فیلمهای مهیج، موزیک تند، نوشیدنیهای کافئیندار و کارهای فکری بین ساعت 8 تا 10 شب اجتناب کنید. در عوض، زمان آرامی را با کسانی که دوستشان دارید بگذرانید، کمی به شستشوی لباس یا نظافت بپردازید، مطالب کوتاه و الهامبخش بخوانید، به موزیک ملایم گوش دهید، نور را کم کرده و خودتان ریلکس کنید.
دست کم 30 دقیقه را به تمرینات کششی، تنفسی و مراقبه بپردازید. مطالعات نشان میدهد که این فعالیتها به شما کمک میکنند که سریعتر به خواب بروید، عمیقتر بخوابید و پر انرژی بیدار شوید. همچنین تمامی این حالات کمک میکنند که موضوعات منفی روزانه را از خود بیرون کنید و استرس روز را با خود به رختخواب نبرید.
دستها، پاها و صورت خود را قبل از خواب بشویید. این یک رسم آیورودیک دیگر برای زدودن پس مانده روز و آماده شدن برای خواب است.
کف پای خود را با روغن ماساژ دهید. این ماساژ کمک به راهاندازی آپانا Apana ، «انرژی که رو به پایین جریان دارد.» میکند و دوشای واتا Vata Dosha را که مسبب بسیاری از اختلالات خواب است، کاهش میدهد.
حدود ساعت 10 به رختخواب بروید.
وضعیت خود را اصلاح کنید.
بر طبق آیورودا، خوابیدن به پشت، دوشای واتا را به هم میریزد و خوابیدن روی شکم ایجاد بیماری کرده، مانع تنفس راحت و عمیق میشود. بهترین وضعیت خوابیدن بر روی پهلوی راست است «چون بسیار آرامبخش است» یا بر روی پهلوی چپ «باعث بهبود هضم میشود». همچنین خوابیدن به نحوی که تاج سر به سمت شرق باشد سبب استراحت آگاهانه میشود، قرار داشتن تاج سر به سمت جنوب با جذب انرژی به بدن باعث افزایش سلامتی میشود. روش آیورودا خوابیدن به حالتی که سر به سمت غرب باشد را منع میکند، چون باعث رویای آشفته میشود و همچنین خوابیدن به طریقی که سر به سمت شمال قرار داشته باشد، سبب خارج شدن انرژی از بدن میگردد.
«شادی و غم، چاقی و لاغری، قدرت و ضعف، انرژی یا ناتوانی جنسی، آگاهی و فقدان حس تیزهوشی و حتی مرگ و زندگی، بستگی به کیفیت خواب دارد.»