وحدي :
مبتکر سبک یوگای آینگار
عبدالحمید موحدی نائینی
و این بار بدیدار مردی می رویم که از شهرت جهانی برخوردار است .
تقریباً تمامی کسانی که در راه یوگا و عرفان قدم بر می دارند با نام او ، حرکات او و سبک منحصر به فرد او آشنا هستند . او اصلاً اهل هند است ولی سالهاست که آوازه اش تا دورترین نقاط عالم به گوش جهانیان رسیده است و میلیونها نفر برای رسیدن به سلامت تن و روان از روشهایی استفاده می کنند که او ابداع کرده است .
شاید به جرأت میتوان اذعان داشت که او جزو معدود افرادی است که توانسته است به عرفان پنج هزار ساله ای که از نیاکان خود به ارث برده است هنر را هم اضافه کند و بدین ترتیب از عرفان کهن ، هنر و حرکت پدیده ای را بوجود آورده که مشتاقان راه کمال بتوانند از آن استفاده کرده به خویشتن خویش باز گردند . او آنقدر به این راه کار خود اعتقاد دارد که با پشتکار وصف ناشدنیش نه تنها میلیونها نفر را مجذوب این عمل خود کرده ، بلکه سعی فراوانی کرده است تا عرفان هند را از دید دیگری به جهانیان بشناساند . نام او آینگار است ، ب ک اس آینگار ، 86 سال سن دارد ، قدی متوسط ، صورتی استخوانی با موهای سپید و البته بلند که تا نزدیک شانه اش امتداد پیدا کرده است . ابروان سپیدش پر پشت و قطور است ، چشمانش نافذ و پر قدرت و اندام های بدنش راست قامت است و ورزیده .... و از همه مهمتر در سن 86 سالگی کاملاً پر انرژی است و پر تحرک و باز هم از این شگفت انگیز تر و شنیدنی تر اینکه با 86 سال سن حرکات پیچیده و پیشرفته یوگا را آنچنان با مهارت انجام می دهد بطوریکه هر کسی که با یوگا آشنا هست با دیدن آن چشمانش از تعجب بازمی ماند . ...
شاید باز هم به جرأت میتوان گفت که او تنها یوگی در جهان است که در سن 86 سالگی « آسانا های » پیشرفته و فوق العاده سخت یوگا را بصورتی وصف ناشدنی و بسیار زیبا انجام می دهد . بهر حال این بار قصد دیدار با او را داریم تا با گفتگویی رو در رو خوانندگان محترم نشریه« دانش یوگا » را با این شخصیت و معلم بزرگ یوگا آشنا کرده ، از نقطه نظرات ، تجارب و پیام های او در رابطه با علم یوگا بیشتر مطلع گردیم .
* * *
در واپسین روزهای سال گذشته هنگامی که باتفاق جمعی از مربیان یوگا از مرکز بین المللی یوگای شیواناندا واقع در استان « کرلا » هندوستان عازم بازگشت به ایران بودیم ، با برنامه ریزی قبلی تصمیم گرفتیم در سر راهمان به شهر بمبئی ، سری هم به شهر « پونا » « poona» بزنیم و ضمن بازدید از این شهر بدیدار بزرگ مرد یوگای جهان یعنی « آینگار » برویم ، برنامه سفر مهیا میگردد ، پس از ترک « کرلا » عزیمت به پونا و استقرار در هتل باچند مکالمه تلفنی برنامه دیدار را برای روز بعد تدارک می بینیم .
ساعت 8 صبح روز سه شنبه 26 اسفند ماه سال 1382از هتل محل اقامت واقع در منطقه« کارگا اون پارک » « karegaonpark» با ریکشا riksha( تاکسی های کوچک هندی ) به مدرسه یوگای « آینگار » واقع در منطقه « شیواجی پارک » shivajipark شهر پونا رهسپار می شویم . پس از حدود 20 دقیقه حرکت با « ریکشا » مقابل حیاط بزرگی در منطقه « شیواجی پارک » از آن پیاده می شویم . حیاطی وسیع که باغچه نسبتاً بزرگ و زیبای مملو از گلهای رنگارنگ آن چشم هر تازه واردی را بخود خیره می سازد توجه ما را بخود جلب می کند . این حیاط دارای در بزرگ اتومبیل رو بوده و در دو قسمت آن دو ساختمان کاملاً مجزا از یکدیگر وجود دارد ، ساختمانی که روبروی درب بزرگ قرار دارد از دو طبقه تشکیل شده است و محل اقامت آینگار و خانواده اش می باشد و ساختمان دیگری که در سمت راست حیاط واقع شده و انتهای بالایی آن شبیه به هرم است موسسه و محل تشکیل کلاسهای «آینگار » است . در دیواره پایینی این بنای بلند مجسمه های سنگی صاحب این مرکز که در حال انجام حرکاتی چون
« ناتاراج » nataraj ،
« مثلث » triangle،
تاداسان tadasan و ... می باشد
نظر هر بیننده ای را بهنگام ورود به حیاط بخود جلب می سازد .
در کنار درب ورودی موسسه جا کفشی مستطیل شکل و بزرگی قرار دارد که ساعت 9 صبح مملو از کفشهای شرکت کنندگان در کلاسهای یوگاست . جلو درب موسسه پر تحرک و پر جنب و جوش است و تازه واردین به موسسه ابتدا کفشهای خود را در آورده و سپس وارد آن می شوند . نگهبان جوان خنده رویی هم در داخل حیاط مشغول راهنمایی افراد تازه وارد به محل موسسه است . پس از ورود به حیاط ، دیدن زیبائیها و لذت بردن از طبیعت داخل محوطه به سمت درب ورودی موسسه پیش می رویم در ورودی ساختمان موسسه یوگای «آینگار » به راهرو تقریبا باریکی منتهی می شود که در سمت راست آن چند قاب عکس وجود دارد ، تصاویر درون انها فوق العاده زیبا و دیدنی است ، عکسها ، کلاسهای آموزش یوگای « آینگار » را در سالنهای بزرگ نشان می دهد ، نحوه آموزش همراه با عکسهای هنری که از کلاسهای یوگای وی گرفته شده واقعاً در نوع خود کم نظیر است ، در یکی از این عکسها « آینگار » مشغول آموزش دادن حرکت مثلث به صدها نفری است که در سالن بزرگی در کالیفرنیای آمریکا جمع شده اند و او با اقتدار در حال آموزش دادن یوگا به آنان است . کمی جلوتر می رویم هال نسبتاً بزرگی در مقابل قرار گرفته است که در سمت راست آن سه اتاق وجود دارد . این اتاقها دفتر کار یا بعبارتی قسمت اداری موسسه آموزش یوگای « آینگار » است که بصورتی خیلی ساده تزئین شده است . در حد فاصل این سه اتاق ویترین های بزرگ شیشه ای بصورت قدی وجود دارد که درون آنها فوق العاده تماشایی است . از پشت شیشه ویترین یادگار ها و آثاری بیادماندنی مرتبط با یوگا که حاصل چند دهه فعالیت آموزش ، ، پژوهشی ، عملی و تجربی «آینگار » است را می توان تماشا کرد .عکسهای زیبا و منحصر به فرد ، لوح های یادبود اهدایی به وی ، پلاکهای برنجی که بر روی تعدادی از آنان تصاویر صورت و در برخی دیگر آساناهایی که توسط آینگار به هنگام مسافرت به نقاط مختلف جهان انجام پذیرفته است وجود دارد . برخی از عکسهای انجام حرکات یوگای او آنچنان آمیخته با هنر تهیه شده است که توجه هر کسی که با یوگا هیچ آشنایی هم ندارد را بخود جلب می کند ، از جمله آنها عکسی است که « آینگار» را در حین اجرای حرکت « مایوراسان » ( طاووس ) در بنای تاریخی « تاج محل » در هندوستان نشان می دهد . تصویری دیگر « اینگار » را در حال انجام حرکت ) ناتاراج ) در کنار یکی ازقصرهای قدیمی اروپا نشان می دهد . با دیدن این تصویر در نگاه اول بنظر می رسد که برای زیبایی هر چه بیشتر نمای خارجی این قصر مجسمه ای را در جلو این کاخ قدیمی بر روی سکویی نصب کرده اند ، ولی با کمی دقت می توان تشخیص داد که این مجسمه نیست بلکه «آینگار » است که با انجام یک آسانا بر روی سکویی در جلو یک قصر قدیمی در اروپا عظمتی را به این قصر داده است ، در اینجاست که می توان به هنر« آینگار» و هنر یوگا پی برد . عکس دیگری که در ویترین موسسه « آینگار» خودنمایی می کند . انجام حرکت « سیرشاسانا » Sirshasana یا« ایستادن روی سر » است که بر روی زمین سنگفرش مقابل برج « ایفل » در پاریس انجام داده است . نظاره کردن به آن تصویر، ایستادگی و پایداری اجرای حرکت « سیرشاسان » « آینگار » در برابر این برج عظیم را بخوبی نشان می دهد که با خیره شدن به آن نشاط خاصی را در بیننده عکس بوجود می آورد . در گوشه دیگر ویترین شیشه ای تمامی کتابهایی که آینگار تاکنون مبادرت به چاپ آنها کرده است بهمراه ترجمه های آنها بزبان های مختلف بچشم میخورد ، از لابلای آنها می توان به سرکتاب نوشته شده توسط « آینگار» که به فارسی ترجمه شده است را تماشا کرد ، درخت یوگا ، دانش یوگا و هنر یوگا . بهر ترتیب تماشای دیدنیهای وسایل موجود در ویترین های قرار داده شده در موسسه ، توجه هر تازه واردی را بخود جلب می کند .
در حالیکه همچنان محو تماشای دیدنیهای داخل کریدور موسه « آینگار » هستیم رفت و آمد عده زیادی زن و مرد که غالباً ساکی را در دست دارند و بنظر می رسد از شاگردان یوگای موسسه آینگار هستند و برای شرکت در کلاسهای یوگا به این مکان تردد می کنند را نظاره گرهستیم، توجهم را به چند پله در داخل هال موسسه معطوف میدارم ، پلکانی که کلاسهای یوگا را به طبقه بالا و به طبقه زیر زمین متصل می کند .
کلاسهای یوگا در بالا و پاین این کریدور که در واقع در مرکزیت و محل اصلی موسسه است قرار دارند و معمولاً مملو از علاقمندانی است که برای یادگیری یوگا به این مکان آمد و شد می کنند . بهر حال دقایقی از آمدنمان می گذرد و طبق قرار قبلی منتظر ورود «آینگار » هستیم .
طبق قرار تلفنی که در روز گذشته با او داشتم ساعت 30/9 دقیقه برای ملاقات و مصاحبه با او تعیین گردید و قرار شد در این مکان با هم ملاقات کنیم و باصطلاح گپی دوستانه داشته باشیم . اعضای تیم ایرانی رهسپار شده به هند یعنی مربیان یوگایی که ازاستان « کرلا » به پونا آمده تا از این مرکز دیدار داشته باشند هم اکنون در این مکان یعنی در محل موسسه « آینگار» حضور دارند .آنان پس از دیدار از موسسه و ملاقات با اعضا کادر اجرایی جهت انجام کارهای خود ، مکان موسسه را ترک می کنند ، من وهمسرم آماده هستیم تا لحظاتی دیگر با یکی از بزرگترین اساتید یوگای جهان دیدار کنیم . مسئولیت عکاسی و تهیه عکسهای مصاحبه را همسرم به عهده می گیرد ، حالا همه چیز آماده است ، من و همسرم در مقابل در ورودی موسسه ایستاده ایم و منتظر حضور « آینگار » هستیم در این اثنا یکی از کلاسهای یوگا با اتمام می رسد و انبوه شاگردان در حال خروج از موسسه هستند، در چهره هر یک از آنان وجد و سرور بچشم می خورد ، این دومین باری است که برای دیدار « آینگار » به این مکان آمده ام ، اولین بار در سال 1377 بود ، در آن موقع باز هم در سر راهم از استان « کرلای » هند به شهر بمبئی ، چند روزی را در پونا توقف کردم تا از نزدیک با این استاد فرزانه ملاقات کنم ، اما زمانی که به این مکان آمدم ، « استاد » بواسطه عمل آب مروارید چشم ، دوران نقاهت را سپری می کرد و نهایتاً امکان حضور در محضر وی میسر نگردید . ولی امروز این موقعیت دست داده است و قرار است ضمن ملاقات با او خوانندگان محترم « مجله دانش یوگا » از نقطه نظراتش مطلع گردند .
زمان در حال گذر است عقربه ساعت 30/9 را نشان می دهد و در اینجاست که لحظه موعود فرا میرسد و « آینگار » از در راهرو موسسه وارد می شود . همانطوریکه قبلاً گفته شد فاصله محل اقامت تا محل موسسه اش چند قدمی بیشتر نیست و او این مسیر را ظرف چند ثانیه طی کرده است .
در حالیکه تعدای دفتر و کتاب زیر بغل دارد به سمت ما میاید ، کارکنان موسسه به احترامش از جای خود بلند می شوند و شاگردان حاضر در موسسه به او ادای احترام می کنند ، این اولین باری است که او را می بینم ، بارها و بارها عکسها و تصاویر حرکات بسیار زیبای او را دیده بودم ولی این بار استاد روبرویم قرار دارد ، زیاد تفاوت با عکسهایی که از او دیده بودم ندارد ، تنها موهای سرش کاملاً سفید و اندازه اش بلند تر گشته ، بطوریکه تا نزدیک شانه هایش امتداد پیدا کرده ، صورتش هم استخوانی تر شده است .
بمحض دیدن برایش مسلم می شود که جورنالیست های ایرانی که راه دور و درازی را طی کرده اند تا با او به گفتگو بنشیند هم اکنون روبرویش ایستاده اند . در حالیکه نزدیک تر می آید به سمتش قدم بر میدارم ، پس از نزدیک شدن او را در آغوش می گیرم ، بعد از تعارفات معمول با دست اشاره به میز کوچک فلزی می کند که دو صندلی در دو اطراف آن قرار دارد و هر دو بسمت میز قدم بر میداریم و در دو طرف آن روی دو صندلی کوچک می نشینیم . همینطور که روبرویش نشسته ام نگاهم به یقه اش می افتد که دکمه آن باز است و بخشی از سینه اش نمایان ....، سه گردنبند بلند دور گردن و روی پوست سینه اش خودنمایی می کند که توجه هر بیننده ای را بخود جلب می کند ، زنجیری از طلا ، گردنبندی از دانه های بلورین کریستال ( همانگونه که خوانندگان محترم مطلعند ، سنگ کریستال برای جذب انرژی های کیهانی و انتقال آن به پوست بدن برای داشتن سلامتی پایدار مورد استفاده قرار می گیرد ) و بالاخره سومین گردنبند او رودراکشا Roudraksha است ( گردنبندی درست شده از یک نوع میوه درخت جنگلی هندوستان که خاصیت درمانی دارد. ) بهر حال نگاهم را از سینه اش برداشته و به چشمانش می اندازم ، ابتدا خودم را معرفی می کنم و می گویم : از طرف « مجله دانش یوگا » که نزدیک دو سال است در ایران منتشر می شود به اینجا آمده ام تا از نقطه نظرات ، تجارب ، اندیشه ها و پیامهای شما در ارتباط با یوگا بهره برده به خیل عظیم دوستداران و علاقمندان به یوگا در ایران که مشتاقانه منتظر شنیدن و مطالعه آن هستند انتقال دهم ).
او با تکان دادن سر آمادگی خود را اعلام می کند همسرم شروع به عکس گرفتن می کند و بلافاصله صحبتهایم را اینگونه شروع می کنم :
موحدی : خودتان را معرفی کنید .
آینگار : ب ک اس آینگار
موحدی : سنتان چقدر است ؟
آینگار : 86 سال دارم .
موحدی : چند سال است که یوگا می کنید ؟
آینگار : از سن 16 سالگی یوگا را شروع کردم . حدودا 70 سال
موحدی : ممکن است بگویید یوگا را زیر نظر چه استاد و یا استادانی فرا گرفته اید ؟
آینگار : من یوگا را زیر نظر کریشنام آچاریا Krishnam Acharia فرا گرفتم و تمامی موفقیت هایم را مرهون او هستم .
موحدی : چطور شد به یوگا روی آوردید ؟
آینگار : من در دوران کودکی بیمار بودم و رنجور ، مشکلات زیادی داشتم ، مالاریا ، سل و حصبه زندگیم را فلج کرده بود ، از طرفی در خانواده ما از یوگا صحبت می شد و از عرفان ، در دوران کودکی قصه هایی از یوگیها و اساتید یوگا شنیده بودم مخصوصاً اینکه استادم « کریشنام آچاریا » که شوهر خواهر منهم بود خود یک استاد بزرگ یوگا بود که نقش اساسی در گرایش من به یوگا داشت شاید اگر او نبود من امروز « آینگار » نبودم .
موحدی : از فلسفه یوگا بگویید ، اینکه یوگا را چه کسی بوجود آورد و چگونه شکل گرفت ؟
آینگار : در فلسفه یوگا آماده است که « شیوا Siva بنیانگذار یوگاست او برای اولین بار یوگا را به همسرش « پارواتی » Parvati و همینطور ناتاراجا Nataraja که آفریدگار رقص است آموزش داد ، بنابراین یوگیها خود را مدیون « شیوا » می دانند چرا که هم او بود که ارتباط انسان با روح مقدس آسمانی را امکان پذیر ساخت ، گفته می شود که برای اولین بار پاتانجالی patanjali معنای درست خیلی از لغات و اصطلاحات را برای ما روشن ساخت و به حرکات یوگا نظم داد .
موحدی : ممکنست یوگا را از دید « آینگار » تعریف کنید ؟
آینگار : یوگا یوگاست ، یوگای آینگار و غیر آینگار ندارد .
همانطوریکه میدانید بدن مرکب جسم و ذهن و روح است و یوگا راهیست برای سالم نگه داشتن این جسم و ذهن و روح ، یوگا جسم ما را سالم نگه داشته و ذهن ما را تزکیه کرده ما را به خود شناسی و سپس به خدا شناسی می رساند ، یوگا طریقتی است روحانی که به تمامی جنبه های حیات از جمله فکر ، شعور ، روح و جسم می پردازد بنابراین برای اینکه این مرکب همیشه در اختیار شما باشد و شما را قادر سازد تا هر چه بهتر از آن استفاده کنید باید به سمت یوگا بروید و بعد از آنست که شما خود را شناخته به معرفت می رسید .
موحدی : بنظر شما یوگای « آینگار » با یوگای کلاسیک چه فرقی دارد ؟
آینگار : در حالیکه چهره اش بر افروخته می شود می گوید سبکی به نام « یوگای آینگار » نداریم . یوگا یکی از شش سیستم فلسفی هند است که پاتانجالی patanjali در اثر معروف و کلاسیک خود به نام یوگاسوتراس Yogasutras به آن اشاره کرده است ، بر اساس فلسفه ودایی « آتمن » atman یا روح خدایی و « جیوا » jiva یا روح فردی که بخشی از آن است در همه چیز جریان دارد و یوگا سیستمی است که ارتباط « جیوا» با « آتمن » را بوجود می آورد و پس از آن فرد به « موکشا » moksa یا آزادی دست می یابد .
شما هر نوع یوگایی را که مطالعه کنید عیناً همین را می گوید .
موحدی : استاد می دانید که در سبک یوگای « آینگار » و در روش یوگایی که شما آموزش می دهید استفاده از ابزار و وسایل جزو لانیفک کلاسهای آموزشی شماست و میدانیم که در یوگای کلاسیک از هیچ وسیله و ابزاری استفاده نمی شود ، بنظر شما روشی که شما آموزش می دهید بر دیگر سبکهای یوگا ارجعیت دارد ؟
آینگار : ببینید من معتقدم که بدن تک تک افراد با یکدیگر فرق دارد همانطوریکه دو انگشت یا حتی خطوط روی انگشتان یک نفر مثل هم نیست بدن افراد هم کاملاً با یکدیگر تفاوت دارد ، بنابراین در یک کلاس که عده ای یوگا تمرین می کنند . حرکاتشان کم و بیش با یکدیگر فرق دارد . بعضی ، حرکتها را بهتر و برخی نچندان مطلوب انجام میدهند . بدن سالمندان ، بیماران و افرادی با بدنهای خشک با بدن افرادی که کاملاً سالم و پر تحرک هستند تفاوت دارد ، بنابراین انعطاف بدنی افراد هم با یکدیگر متفاوت است ، من اعتقاد دارم تا زمانیکه بدن یک فرد خشک بوده و هنوز به انعطاف نرسیده است بایستی از ابزارهایی همچون – طناب ، کمربند ، صندلی ، آجر چوبی و ... استفاده کرد تا انعطاف بدن به حد متعادل برسد ، آنوقت است که دیگر نیازی به استفاده از ابزار وجود نخواهد داشت .
موحدی : ایا روش آموزش یوگای شما با یوگای کلاسیک تفاوت های دیگری هم دارد ؟
آینگار : تفاوت زیادی وجود ندارد ما در هنگام انجام تمرین در حالیکه مطمئن هستم شاگردان احساس خوش آیندی دارند توقف را طولانی می کنیم تا شاگردان از اثرات آساناها بهره بیشتری ببرند . البته ما اعتقاد داریم که استفاده صحیح از تنفس به هنگام انجام هر آسانا موجب می شود تا بتدریج شاگرد با تمرینات تنفسی یوگا یا پرانایاما pranayama آشنا شود ، می دانید که ما به انجام حرکات منظم یا بعبارت دیگر سیکل ها sycles در یوگا توجه خاصی داریم . وقتی حرکات با یک سیکل منظم انجام می شود سیر انرژی در بدن متعادل میگردد ، البته ممکنست یک آسانا در سیکل های متفاوت اثرات مختلفی داشته باشد ، بعبارت دیگر یک آسانا یا یک تکنیک تنفسی ممکنست در هر سیکل اثرات خاصی بر روی جسم و ذهن داشته باشد که آگاهی از آن امری اجتناب ناپذیر است ، بعنوان مثال انجام یک آسانا در یک سیکل ممکنست انرژی را افزایش دهد ، در حالیکه همین آسانا در سیکل دیگر اثری متعادل کننده دارد . همچنین بهنگام اجرای حرکات نشسته ، ایستاده ، خوابیده ، معکوس ، چرخشی ، خمش به جلو یا عقب ، قرار گرفتن اعضای بدن در یک خط یا بعبارت دیگر در جایگاه اصلی و طبیعی خود کاملاً حائز اهمیت است . بودن در لحظه ، تمرکز روی انجام حرکت و بسط آن در کل ساختار جسم از جمله مواردی است که ما به آن توجه خاصی داریم ، چرا که اعتقاد داریم تفکیک جسم و ذهن امکان ناپذیر است و معلم دائماً در تلاش است تا شاگرد در حین تمرینات ، ذهنش کاملاً فعال ، آگاه ، و هوشیار باشد . در یوگایی که ما انجام می دهیم ، تلاش ، پشتکار ، علاقه شرط اولیه است . ما به تعادل و هماهنگی جسم و ذهن اعتقاد داریم ، ما عقیده داریم با تمرینات آساناها و پرانایاما و طی کردن 7 مرحله ، آشتانگا یوگا حاصل می آید. بهنگام انجام حرکات ، فرد بایستی از حداکثر توان خود برای انجام آساناها استفاده کرده تا روز بروز پیشرفت را در خود ببیند ، بنابراین تمرینات روزانه و مستمر در این نوع یوگا جزو لانیفک این سیستم است .
موحدی : از آساناها و پرانایاما گفتید و از یکپارچگی جسم و ذهن و روان ، ممکنست بگویید پرانایاما چه تاثیری بر جسم ، ذهن و روان دارد ؟
آینگار : پرانا به معنای انرژی است و اساس زندگی ما بر اساس « پرانا » پایه گذاری شده است ، انرژی فردی ، جنسی ، هوشی و انرژی کیهانی همه پرانا هستند ، پرانا پدیده ای جهانی هست که ضمن موجود بودن در کالبد افراد در قسمتهای مختلف کائنات هم رسوخ پیدا می کند . و هر موجودی تا زمانی که حیات دارد از پرانا استفاده می کند ، در گذشته های دور یا بعبارتی هزاران سال پیش یوگیها به این راز مهم پی بردند که ارتباط تنگاتنگی بین تنفس و آگاهی وجود دارد ، بهمین لحاظ پرانایاما مورد استفاده قرار گرفت و امروز ، می بینیم که تمرینات پرانایاما » انسان را به جهان هستی متصل کرده ذهن ما را به آرامش می رساند . می دانید که تنفس شامل دو بخش است، دم و بازدم وقتی که ما عمل دم را انجام می دهیم ، عناصر حیاط بخش را از محیط اطراف خویش جذب می کنیم و زمانی که بازدم را انجام می دهیم سموم موجود در بدن را به شکل گازهای خطرناک از بدن خارج می کنیم .
در « پرانایاما » ، بهنگام کشیدن نفس های بلند ، نوعی انرژی آزاد می شود که یوگیها ان را « انرژی الهی » یا « کنداینی شاکتی » kundalinishakti » می نامند . در کتاب « هاتایوگاپرادیپیکا » که یکی از مهمترین منابع کهن یوگاست آمده است که : « هر کجا تفکر هست تنفس هست و هر جا که نفس کشیدن وجود دارد ، فکر کردن هست . هر گاه شما بتوانید فکرتان را کنترل کنید می توانید نفستان را کنترل کنید و وقتی نفستان را کنترل کردید می توانید فکرتان را کنترل کنید » . بنابراین رابطه تنگانگی بین آگاهی و « پرانا» وجود دارد .
مجدداً به « هاتایوگا پرادیپیکا » اشاره می کنم که در آن امده است : « موقعی که یوگی در انجام آساناها تغییر پیدا کرد و کالبدش تحت کنترل قرار گرفت باید تحت نظر استادی فرزانه به فراگیری « پرانایاما » بپردازد. » « پاتانجلی » هم در یوگا ی هشت مرحله ای به این نکته اشاره کرده است که : « یوگی تنها پس از آنکه در انجام آساناها تجربه کامل پیدا کرد به داشتن تنفس روی آورد و هنرهای دم و بازدم و نگهداری یا حبس دم را بیاموزد » . ( یوگا سوترا 49 و 11)
پرانایاما مرز بین جهان مادی با عوالم روحی است ، پرده دیافراگم سطح حایل بین دنیای فیزیولوژیک و جهان روحانی است در« هاتا یوگاپرادیپیکا » گفته می شود که : « فرد به صورت آگاهانه و از طریق پرانایاما به حالت وحدت در داخل جسم خود نایل می آید و زمانی که شما در کالبد خویش به وحدت برسید گویی در بین مردان عالم به مقام شاهی رسیده اید» . همانگونه که میدانید انسان موجودی است فوق العاده پیچیده و این پیچیدگی خیلی از وقتها درون خود ما را نا آرام می سازد ، اگر به حقیقت که خیلی هم ساده است روی بیاوریم ، زندگیمان خیلی ساده می شود ، تاریکهای ذهن کنار می رود ، بعبارت دیگر یکی از اهداف یوگا آن است که درون انسان را از پیچیدگیها به سادگیها برساند و ذهن را روشن کند و یکی از سریعترین راههای رسیدن به این سادگی و روشنایی ذهن « پرانایاما » است . بنابراین به کمک پرانایاما می توان تاریکها را کنار زد، به نور ، شادابی و طراوت دست یافت و در این شرایط است که ما به حقایق و واقعیت های این جهان هستی دسترسی پیدامی کنیم.
و دست آخر اینکه با تنفس آرام ، فکر ما از پریشانی و نابسامانی راحت شده ، ذهن آمادگی بیشتر و بهتری پیدا می کند تا « مدیتیشن » را انجام دهد .
در اینجا استاد نگاه معنی داری می اندازد و می گوید مطلب درباره پرانایاما خیلی زیاد است اگر وقت دارید می توانم برایتان ساعتها در این مورد صحبت کنم . در حالیکه از او تشکر می کنم از فرصت استفاده می کنم تا سوال بعدیم را مطرح کنم .
موحدی : شما در حرکات یوگا از نوعی هنر استفاده می کنید . در واقع بهنگام انجام آساناهای یوگا هر بیننده ای شاهد اشاعه نوعی هنر در اجرای حرکات شماست ، دیدن حرکات یوگا با بکارگیری ظرافت های هنری آرامش خاصی را به انسان میدهد . در کتابهایتان هم این قضیه بخوبی مشهود است عکس آساناهای شما در کتابهایتان توجه همگان را بخود جلب کرده است ، آیا این هنر توام با حرکت های یوگا را برای ارضای خودتان یا در واقع برای آرامش درونتان بکار می برید یا فکر می کنید اثر قویتری بر روی جسمتان می گذارد ؟
آینگار : هر دو ، من از سالهای جوانی با هنر زندگی کرده ام هنر یک تسکین دهنده روح است و من فکر می کنم اگر حرکت های یوگا را خیلی ظریف و دقیق انجام دهید به نوعی هنر دست می یابید . این هنر می تواند آرامش درونی شما را دو چندان کند ، هنر واقعی ، انسان را به تعالی می رساند ، یوگا هم همینطور حالا اگر هر دو را با هم در آمیزیم اثر آن دو چندان می شود ...... .
***
از هنر گفتيد و از اينكه يوگا يك هنر هم هست ، ممكنست در اين زمينه بيشتر توضيح دهيد ؟
آينگار : تقريباً همه مردم يوگا را بعنوان يك فلسفه يا طريقت عملي تلقي مي كنند ولي عده كمي آنرا بعنوان يك هنر مي شناسند ، در واقع يوگا يك هنر هم هست. در زمانهاي قديم سالكان مي دانستند كه بدن از سه بخش جسم ، ذهن و روح تشكيل شده است، بهمين لحاظ آنها هنرهاي متعددي را ايجاد كردند تا بتوانند اين تثليث انساني را هر چه بيشتر هماهنگ كنند.
شايد بدانيد شش هنر اساسي در هند باستان وجود داشته است كه عبارت بودند از : يوگا ـ كشتي ـ تير اندازي . هنرهاي دراماتيك، موسيقي و اقتصاد.
هنرهاي فوق را مي توان بصورت ديگري هم تقسيم بندي كرد مانند هنر شفاگري ، هنرهاي زيبا ، هنرهاي نمايشي و غيره كه هنر يوگا يك هنر معنوي و روحاني هم بحساب مي آيد تمامي هنرهاي فوق را در بر مي گيرد ، بنابراين يوگا يك هنر بنيادي و اساسي است . هنر آسانا از نقطه نظر هندسي و معماري نماي دقيقي دارد و در نتيجه مي توان آنرا يك هنر زيبا بحساب آورد ، يوگا باعث تندرستي و شادابي مي شود. بنابراين مي توان آنرا جزء هنرهاي شفاگري هم بحساب آورد .
در لحظاتي كه زيبايي و هماهنگي آسانا تحسين تماشاگران را بر مي انگيزاند يوگاي هنرهاي نمايشي را بخود گرفته است و نهايتاً اينكه يك يوگي مانند يك هنرمند حركات موزون بايد به كالبد خود و حركات آن توجه داشته باشد اينرا بدانيد كه هنري مي تواند ثمر بخش و راهگشا با