تنفس چیست؟

ویپاسانا

 

تنفس چیست؟

تنفس – ذهن- پرانا

یوگیهای هند باستان در چند هزار سال پیش ارتباط جدا ناپذیری بین تنفس ذهن پرانا (انرژی زندگی) پیدا کرده بودند ودراین راستا گفته اند که حالتهای ما در هر لحظه از زندگی بستگی به میزان ترکیب سه عامل یاد شده و برتری هر یک از عوامل سه گانه آن بر دو عامل یاد شده و برتر ی هریک از عوامل سه گانه آن بر دو عامل دیگر دارد. در نسخه های بسیار پایه یی و اولیه یوگا مانند شیواسوترا آمده که: تنفس ذهن و پرانا یک ماهیت و یک جنس دارند و در اصل یکی بوده و تمایزی در آنها موجود نیست و هر سه آنها نمودار یک حقیقت بنام حیات می باشند.

آن هویت مرکزی اگر در شش ها را ه پیدا کند، بصورت اعمال خود بخودی تنفس ظاهر شده و سطوح عمیق تری را که در پس خود نهفته است مانند التهابات پرانایی و محتویات عمیق ذهنی را در آهنگ طبیعی خود ظاهر می کند.

تنفس غریزی و پایه یی ترین عمل خودکار موجود زنده بوده و بطورعادی شخص دخالتی در دیتم حیاتی آن نمی تواند داشته باشد یعنی آنرا برای مدت طولانی بیش از یک یا دو هفته نمی توانند متوقف کند مگر تحت تمرینات پیشرفته ذهنی چون در آنصورت تنفس تحت تاثیر توقف فکر خود نیز به نقطه سکون نزدیک می شود.

پرانا

اگر آن ماهیت مرکزی ارتعاشات خود را در سطحی عمیق تر از حرکات تنفسی راه دهد، علائم و تجلیات آن بسیار لطیف تر و درونی تر از اعمال تنفسی شده و ما آنها را بصورت امیال و احساسات و واکنشهای حسی مشاهده می کنیم. اگر بخواهید آنرا در واکنشها و حالتهای خیلی عادی زندگی معمولی خود بشناسید، می توانید به زمانی توجه نمایید که احساسات شما بشدت تحریک شده است. مثلا وقتی خشمگین یا مضطرب می باشید و با اینکه در پی بدست آوردن خواسته یا آرزوی خود هستید. اگر در چنین حالتهایی با توجه و حساسیت به خود نگاه کنید در خواهید یافت که در آن لحظات بدن شما حکم ظرفی را دارد که ماهیتی مانند موج یا مایع سیال در آن متلاطم و ملتهب می باشد و گاهی التهاب درون ظرف بقدری زیاد است که می تواند ظرف خود یعنی بدن را نیز به حرکت و لرزش و تکان وادار نماید.

ذهن

جریانات واعمال ظرفیت درون فضای ذهن و افکار نیز همان التهابات پرانایی و جریانات انرژی موجود در بدن هستند. منتهی در یک جایگاه دیگری بنام ذهن. هنگامیکه جریانات بدن ماهیت لطیف تر و غیر مرعی تری پیدا می کنند، نام آنها افکار و سایر محتویات ذهنی می شود. بطور معمول در یک انسانی تعلیم ندیده و نا آشنا به تمرین های ذهنی جریان تنفس والتهابات پرانایی و جریان افکار شکل غیر ارادی و خودبخودی دارند، یعنی اینکه افکار همدیگر را ساخته و تداعی می کنند. به عنوان مثال فکری که در هر زمان در ذهن وجود دارد، اگر آن با دقتی مراقبه گون دنبال شده و به عقب بازگشته شود، ریشه آن ممکن است در ساعتها قبل پیدا شود.

اگر هر یک از عوامل سه گانه دقیقا بررسی شوند در آنجا یک ظرف و یک مظروفدیده می شود که می توان مظروف را عامل پویا ومتغیر و ظرف را عامل ثابت و قالب اعمال درون آن معرفی کرد. ارتباط مظروف با ظرف مستقیما از جانب آن ماهیت یا هسته درونی کنترل می شود و جایی که مظروف ارتباط پویای خود را با ظرف  برقرار می کند، دقیقا همان فضا یا ماهیت درونی است، که به شکل دیگر خود را نشان می دهد.

مثلث زندگی

سه عامل مهم یاد شده در تمام مراحل زندگی با ما می باشد و از زمانی که دوره نوزای را می گذرانیم و خردسالی را آغاز می کنیم، فکر کردن جزء طبیعت ما می شود و ذهن شکل گیری پیدا می کند و مثلث زندگی ساخته می شود و زمان گذشته را همراه خود حمل نموده و آینده را برای خود خلق می کنیم و هویت تنها زمان واقعی یعنی حال کمرنگ و کمرنگ تر می شود و بدین ترتیب مشکلات را برای خود طراحی کرده و با آن زندگی می کنیم.

در تمام موجودات زمینی فقط انسان است که با این مثلث زندگی می کند زندگی موجودات دیگر (نبات و حیوان) تقریبا خطی است، یعنی دو عامل از سه عامل یاد شده را دارند یعنی فقط نفس کشیدن و انرژی حیاتی در آنها کار می کند. بقای زندگی حیوانات در حیطه غرزه آنها است و نهایت رشد معنوی اگر خود بخودی و بدون دخالت انسان باشد، کامل شدن غریزه آنها است و حیوان تحت هیچ شرایطی نمی توانداندیشیدن از نوع گفتگوی درونی را مانند انسان داشته و یا اینکه آگاهی نسبت به تنفس و تغذیه و نیروی خود داشته باشد.

ولی درموردانسان می توان گفت: از زمانی که ستون فقراتت اوصاف گردید و از نوع کرومانیون خود به هرموسایپنت تبدیل شد، عامل ذهن جزو جدا ناپذیر مثلث بقای او قرار گرفت و توانست نسبت به تنفس تغذی و نیروی خود ابتدا بیندیشد و انسانهای نادری به آنها آگاهی نیز پیدا کنند.

عملکرد مثلث زندگی

هر یک از سه راس مثلث بر آن دو راس دیگر آن اثر گذار است، یعنی بستگی به شرایط محیطی و درونی یکی از سه عامل می تواند بر دو عامل دیگر اثر گذار باشد و گاهی دو عامل بر یک عامل تسط دارد و برخی شرایط هر سه آنها را بطور برابر روی هم اثر گذار باشد و گاهی دو عامل بریک عامل تسلط دارد و برخی شرایط هر سه آنها را بطور برابر روی هم اثر دارند. از این رو هفت وضعیت متمایز پدید می آید.

وضعیت چهارم نیز موجود است که گفتگوی اصلی ما در آینده در این باره خواهد بود. در آن حالت مهم نیست که ما در کدام وضعیت هفت گانه فوق باشیم بلکه در هر شرایط بیرون آمدن از مثلث دارای اهمیت بوده و نگاه کردن از آن نقطه بیرونی به سه عامل پایین تر تولید و ظهور جایگاه جدید می باشد. هدف از خودسازی چه در غالب تمرینهای تنفسی و پرانایاما و یا مراقبه و تزکیه نفس و ... تجربه پرانایاما و یا مراقبه و تزکیه نفس و... تجربه وضعیت چهارم یا هشتمین حالت پس از طی حالت های هفت گانه می باشد.

در اینجا به شرح سه وضعیت یا شخصیت سه گروه از انسانها پرداخته می شود و شاید بیش از هشتاد درصد افراد عادی در دل این سه گروه می باشند.

وضعیت اول:

غلبه ذهن بر پرانا و تنفس

اگر هم اکنون که در وضعیت آرامی هستید، به ماجرایی که در گذشته شما را عصبانی کرده بود، فکر کنید، به تدریج ضربان قلب و تنفس و حال درونی شما تغییر می کند و اگر شبیه عین ماجرا نشود، حداقل شما دیگر آن آرامش پیش از این فکر را نخواهید داشت.

عکس حالت ذکر شده نیز می تواند ایجاد شود، بدین معنی که اگر ذهن شما دراشغال افکار و احساسات منفی باشد و طبیعتا وضع ناخوش آیندی به شما غالب گردد، و در همان زمان بتوانید توجه خود را به یک خاطره مثبت و سازنده معطوف کرده و رشته افکار واحساسات خود را عوض کنید، خواهید دید که ضربان قلب و آهنگ نفس کشیدن به آرامش دلپذیری رسیده و کلیه آن حالتها و التهابات آزار دهنده قبلی به آرامش و راحتی محسوسی تبدیل می شوند.

وضعیت دوم:

اثر تنفس بر انرژی حیاتی و ذهن

اگر شما در یک وضعیت بی تحرکی، بی ارادگی و افسردگی باشید و خود را خیلی سنگین و ناتوان جهت انجام امور شخصی خود احساس کنید، در چنین حالتی اگر تحت فشار یک عامل بیرونی مثلا پیش آمد یک مسافرت ضروری مجبور شوید مسافتی را تند دویده و یا به سرعت مشغول تدارکات مقدمات مسافرت شوید، و بالاخره قلب و دستگاه تنفس شما از آن وضعیت رکود و سنگینی خارج شوند، اوضاع به شکل زیر تغییر خواهد نمود:

بر اثر ایجاد فعالیت جسمی و هیجان آهنگ تنفس ها تند شده و ارتباط رئوس مثلث آغاز می شود. تنفس بر انرژی حیاتی اثر گذاشته و تا آن موقع که مانند مردابی سنگین بوده به التهاب و جنب جوش در می آید. فضای ذهن نیز از آن انجماد و سنگینی بیرون آمده وافکار لازم و یاری دهنده تدارک مسافرت و حتی ممکن است یک سری افکار بدون ارتباط با آن رخداد مذکور به ذهن خطور کند. شما می توانید شرایط وضعیت دوم را به شکل ساختگی زیر به عنوان یک تمرین در جهت تقویت نیروی اراده و انرژی حیاتی ایجاد کنید.

هنگامیکه حالتهای رکود و تنبلی و گهگاه افسردگی به شما عارض می گردد، مقابل پنجره یی باز روی چهار پایه یا زمین با پشت صاف بنشینید و پشت سرهم تنفس های سریع و کوتاه بکشید. سه یا پنج دوره که هر دوره آن کمتر از پنجاه بار نباشد، تمرین تنفسی فوق را تکرار کنید. پس از چند دقیقه عامل تنفس از طریق افزایش اکسیژن و تغییر PH خون از حالت اسیدی به قلیایی وضعیت را کاملا عوض میکند. درآن حالت انجمادهای ذهن ذوب و سیال شده و افکار پویا و جدیدی فضای ذهن را پر می کند و همچنین انرژی حیاتی فوق شروع به حرکت نموده و بافتها و نسوج بدن را نیز مطابق احتیاج آن زمان تغذیه می کند.

وضعیت سوم:

اثر پرانا بر تنفس و ذهن

رفتار امیال  احساسات هیجانها بارزترین و ملموس ترین تجلی پرانا هستند. اگر زمانیکه رفتار یا میل و یا احساسات تندی شما را در بر می گیرد و بتوانید یک آگاهی نسبی به خود داشته باشید، به وضوح مشاهده خواهید نمود که تنفس ها و افکار شما نیز هم آهنگ همان حالت عاطفی یا رفتاری خاهد شد. و یا زمانیکه در جایگاه رضایت و پذیرش می باشید و بر اثر خشنودی و آرامشی که در آن زمان در شما وجود دارد، خود به خود بی تابی و التهاب کاهش پیدا کرده و حالتهای زیر بوجود می آیند:

تنفس ها  خودبخود عمیق و آرام شده و تندی و التهاب در آنها کمتر می شود. فضای ذهن در این حالت به یک حوزه نسبتا خالی تبدیل شده و اگر افکاری نیز در آن وارد آینده از شفافیت و روشنی برخوردار می باشند. با آرام شدن امواج متلاطم اقیانوس درون، جریان بی وقفه دم و بازدم و اعصاب دیواره ششها و سیر گفتگو های درونی نیز به آرامش و نقطه سکون نزدیک می شوند.

 

ویپاسانا

مراقبه بصیرت

 مهندس همایون حاتم

اوایل فروردین 1373 همسرم را به داماگیری همراهی نمودم تا در یک دوره ده روزه مراقبه ویپاسانا شرکت نمایند. با وجود اینکه با  تمام وجودم مایل به شرکت در این دوره بودم معهذا به علت مسئولیت های حرفه ای اجبارا همان شب برگشتم و حدود نه ماه بعد توفیق یافتم تا دراولین دوره در مرکز ویپاسانای آلمان شرکت نمایم.

این آغاز سفری به درون بوده است که هنوز برای هر دویمان ادامه دارد و انگیزه اصلی برای معرفی این تکنیک بسیار قدیمی در این مقاله می باشد.

داماگیری اولین مرکز مراقبه ویپاسانا واقع در شهر ایگات پوری د ر136 کیلومتری شمال شرق بمبئی قرار دارد.

این مرکز در سال 1355 به نام آکادمی بین المللی ویپاسانا نامیده شد. حدود هشت سال بعد در همین مکان انستیتوی تحقیقاتی ویپاسانا شروع به فعالیت نمود که مسئول تحقیقات علمی و کاربردی در مورد تکنیک ویپاسانا و انتشار نتایج آن می باشد.

مدرس این مرکز مراقبه استاد س.ن. گویانکا می باشد . این ابر روان از یک خانواده بسیار ثروتمندی هندی مقیم بر مه در سال 1934 به علت یک میگرن غیر قابل علاج نزد استاد او با کین  تکنیک مراقبه ویپاسانا را یاد گرفت.

چهارده سال بعد به دستور استادش از برمه به هند، سرزمین نیاکانش آمد تا این تکنیک مراقبه جهان شمول را دوباره به موطن  اصلیش یعنی هند برگرداند و در سطح بین المللی به همگان آموزش دهد.

حدودا 2500 سال پیش فرهیخته یی به نام سیدارتاگوتاما ملقب به یودا با بازشناسی مجدد این تکنیک و کمک آن به روشن ضمیری رسید. به هر انسانی که به جایگاه فرزانگی رسیده باشد بودا می گویند وهر فرد این توانمندی بالقوه را دارد که به عرصه بودایی قدم بگذارد.

گوتاما این شیوه یا هنر زیستن را از روی صبر و شفقت برای جوامع بشری به یادگار گذاشت، روشی که به انسان می آموزد با خود و پیرامون خود در صلح و صفا زندگی نماید و با پرورش پندار گفتارو کردار نیک و خیر خواهی برای همگان و در نتیجه برای خود مثمر ثمر واقع گردد. آنچه را که آموخت چیزی جز شناخت ریشه درد و رهج انسان و راه جهان شمول غلبه بر آن و ارتقاء معنوی نبوده است. این راه را راه داما می نامن به زبان سانسکریت دارما و به زبان پالی یعنی زبان عصر بودا داما نامیده می شود. دارما یا داما  قانون طبیعت و راه دارما حرکت و هماهنگی با قوانین طبیعت می باشد ویپاسانا روشی است که این هماهنگی را به ما می آموزد و از کاوش در چهارچوب ذهن و جسم انسان و ارتباط آن ها سرچشمه می گیرد. این تکنیک حدود پانصد سال بعد از بودا در سرزمین اصلی خود هند به علت رسوخ مناسک وآداب و رسوم سنتی در آن به بوته فراموشی افتاد اما خوشبختانه در پاره ای از کشورهای همسایه مانند برمه سینه به سینه از استادی به استاد انتقال پیدا کرد و بدین طریق اصالت آن محفوظ ماند و تنها در چند دهه آخر شروع به گسترش بین المللی نمود.

همانطور که قبلا اشاره شد استاد او با کین حدودا 33 سال پیش به شاگردش س.ن گویانکا این مسئولیت را واگذار نمود که  ویپاسانا را به همگان تدریس نماید و از آن تاریخ به بعد این شاگرد متهد و فداکار ضمن و انجام مسئولیت های خانوادگی اجتماعی بیشتر وقت خود را تا امروز صرف تدریس و ترویج این روش خود نگری نموده است.

نتیجه زحمات و کوشش بدون وقفه استاد گویانکا و دستیارانش را می توان امروزه نه تنها در سرزمین پهناور و کهن سال هند بلکه در سطح بین المللی در متجاوز از یکصد مرکز رسمی و غیر انتفاعی دایر شده ویپاسانا مشاهده نمود.

این مراکز در اکثر ایالات هند و کشورهای ژاپن چین تایوان تایلند سری لانکا کامبوجا، روسیه ،آمریکا، استرالیا، نیوزلند،سری لانکا، کامبوجا، روسیه، امریکا، استرالیا،نیوزلند، کانادا و در کشورهای اروپایی مانند انگلستان، فرانسه، آلمان، سوئیس، هلند و ایتالیا مشغول به فعالیت می باشند.

برنامه تدریسی همه این مراکز یکسان بوده و دوره ها زیر نظر معلمین و دستیاران مورد تایید استاد گویانکا برگزار می شود. این مراکز بصورت غیر انتفاعی فعالیت نموده و به هیچ وجه جنبه اقتصادی ندارند زیرا هدف این است که تمام اقشار جامعه از پیر تا جوان با سواد و یا بی سواد، ثروتمند و یا فقیر بتوانند از آموزش های این روش جهانی شمول که مراقبه بصیرت و یا مراقبه خود نگری نامیده می شود بهره مند شوند. متاسفانه هنوز در کشور عزیزمان ایران مرکز رسمی برای یادگیری ویپاسانای هند و دیگر گشورها این تکنیک را آموخته اند و امید دارند که برای ادامه سفر درون مرکزی رسمی در ایران بوجود آید تا نیازی به سفر خارج نباشد.

قابل ذکر است که افرادی بی صلاحت با استفاده از امکانات شغلی خود و با دیدن تنها یک یا دو سه دوره ابتدائی دو روزه تحت عنوان مراقبه بصیرت راجایوگا آناپاناستی و یا آنتارمونا تکنیک ویپاسانا را در ایران تدریس می نمایند که با توجه به تجربیات نگارنده این مقاله و شناخت از این روش می تواند باعث ناراحتی های برون ریزی های جسمی و یا روانی پاره ای از دانشجویان گردد.

در اروپا پزشکال و مراکز پزشکی دولتی در امر شفابخشی از این روش استفاده می نمایند در دانشگاه های پلیس و زندان های هند ویپاسانا تدریس می شود و به کارمندان دولت حتی 10 روز مرخصی با حقوق داده می شود تا در دوره ویپاسانا شرکت نمایند.

نتایج و تجربیات استفاده از این روش در زندان ها بسیار قابل توجه می باشد از جمله روابط زندانیان با مسئولین حفاظتی دوستانه تر گردیده و آرامش حاکم بر جو زندان ها باعث می گردد که زندانیان پس از آزادی راحت تر به زندگی و فعالیت در جامعه ادامه دهند.

در زبان هندی کهن پاسانا به معنی دیدن و مشاهده نمودن است و ویپاسانا یعنی مشاهده و اقعیت ها همان گونه که هستند و نه آنطور که به نظر می آیند و یا مایل به دیدنشان هستیم. لازمه دیدن حقیقت نمائی ساختار ذهنی –جسمی ، نفوذ و رخنه در حقیقت ظاهری و نمودی می باشد به همین علت این تکنیک را خودنگری و یا مراقبه بصیرت می نامند. با این روش می آموزیم که نسبت به رویدادها واکنش کورکورانه نشان ندهیم و ناپاکی ها را در درون پرورش نداده و در شادی و آسودگی زندگی نمائیم.

همه انسانها به دنبال آرامش شادی وهماهنگی هستند و کمبود آن اضطراب آشفتگی و ناهماهنگی را به ارمغان می آورد و از همه بدتر این ناپاکی های ذهنی محدود به خود فرد نمی ماند بلکه به دیگران نیز سرایت نموده و آن ها را نیز دچار همین نابهنجاری ها می نماید. بدیهی است که این عوامل ذهنی نمی توانند بنا به خصلت خود با صلح و آرامش همراه باشند.

از طرفی همه خواسته های فرد تحقیق نمی یابند و باعث نابسامانی های ذهنی می گردند و زندگی را بر ما تلخ می نمایند. متاسفانه هیچ قدرتی نیز وجود ندارد که در این مورد به ما کمکی بکند تا اتفاقات برخلاف میل و رغبت ما رخ ندهند و لذا فرد موقعیت خود را به علت واکنش های نادرست در برابر اینگونه اتفاقات بدتر نموده و طبیعتا درد و رنج حاصلش می گردد.

بدین جهت باید یاد بگیریم که به جای واکنش کورکورانه و ایجاد تنش آرامش و تعادل ذهن مان را حفظ نمائیم. البته فرهیختگان فرهنگ های باستان در رابطه با این مشکل راه حل های متفاوتی را توصیه کرده اند . برای مثال می توان در چنین مواقعی توجه را به موضوع دیگری جلب نمود، شمردن اعداد و یا تکرار اصوات و یا کلمات خاص مانند نام «حق» کمک می نماید که ذهن از عوامل منفی بدور گردد. معهذا عوامل منفی ایجاد شده به اعماق ذهن یعنی سطوح ناخود آگاه رخنه می نمایند و باعث تکثیر ناپاکی های خفته در اعمال ذهن می گردند.

بدون شک منحرف نمودن ذهن به هر روش فرار از موضوع می باشد و مشکل را حل نمی کند، با مشکلات باید روبرو گردید و عوامل منفی را همان گونه که هستند مشاهده نمود، پذیرفت و ذهن را متعادل نگهداشت تا آن ها قدرتشان را از دست بدهند و بتدریج ناپدید گردند. در این روش با مشاهده درست ناکمی ها و حفظ تعادل ذهنی نوسانات منفی ذهن از بین می روند و فرد از فشار و قید آن ها رهائی می یابند. در غیر اینصورت ناپاکی ها خفته در لایه های زیری ناخود آگاه می توانند در اثر یک رویداد بسیار ناچیز مانند آتشفشانی فوران نمایند و با چنان قدرتی به سطح ضمیر خود آگاه نفوذ نموده و ما را ملول نمایند، یا حتی به علت واکنش های ناگهانی و نابهنجار فاجعه بوجود آورند. همگان گاه گاهی چنین حالتهای درونی را تجربه می نمایند بدون آنکه درک نماییم چرا برای مثال بدون علتی احساس خوشحالی و یا افسردگی به ما دست داده است هر حالت و یا پدیده ذهنی جسمی دو بعد دوم باعث تغییر ریتم تنفس و بوجود آمدن حس های متفاوت جسمی می گردد. دراین تکنیک یاد می گیریم که با مشاهده تنفس و یا حس های بدنی غیر مستقیم مشاهده گر نوسانات ذهنی خود باشیم و لذا به جای فراز از مشکلات واقعیت های ذهنی جسمی را همان گونه که هستند پذیرا باشیم یا عکس العملی مشاهده نموده تا قدرتشان را دیر یا زود از دست بدهند و از میان بروند. این در واقع تجربه قانون گذرا بودن رویدادها است که کل عالم هستی را در بر می گیرد هر چه که بوجود آید دیر یا زود محکوم به زوال و فنا می باشد.

در نتیجه ذهن پاک و پاک تر می شود و کیفیت های ناب انسانی مانند مهر بدون انتظار شفقت و احساس مروت و همدردی نسبت به همه موجودات متجلی می گردند و جو و فضای حاکم بر اطراف چنین شخصی آکنده از ارتعاشات آرامش و صلح و صفا خواهد بود.

ذهنی که توانمندی دیدن و درک حقیقت را پیدا کند، مثبت خلاق و مفید به حال خود و دیگران خواهد بود و نهایتا در سلامت شادی و آرامش زندگی می نماید.

ویپاسانا در دوره های ده روزه ودر سه مرحله آموزش داده می شود.

پایه و اساس روش رعایت و پذیرفتن قوانین سیر و سلوک اخلاقی می باشد که بدون شک از خصوصیات بارز یک ذهن متعادل، پاک و سالم می باشد. از هر پندار کردار و گفتاری که موجب رنج و ناراحتی دیگران گردد دوری می جوییم و متعهد می گردیم که از کشتن هر نوع موجود زنده دروغ و غیبت دزدی رفتار و روابط جنسی نادرست واستفاده از مسکرات و مواد مخدر حتی سیگار پرهیز نماییم تا ذهن امکان آسودگی و تعادل را پیدا نماید. همچنین به منظور کمک به عدم پراکندگی ذهن سکوت شریفه را اجرا می کنیم . یعنی جز در شرایط خاص که با معلم خود مشکلاتمان را در میان می گذاریم. در طی این ده روزه با کسی صحب نمی کنیم.

رعایت این اصول جهان شمول شرایط ذهنی مورد نیاز را برای تمرکز ذهنی بوجود می آورد.

در مرحله بعدی دانشجو یاد می گیرد که قوای ذهنی خود را بر تنفس طبیعی خودش متمرکز نماید. تمرکز بر تنفس طبیعی در مقام مقایسه با تمرکز بر موضوع شیئی فرد دیگری و یا تکرار اصوات و اوراد بسیار طبیعی تر بوده و کاربرد بیشتری دارد و هیچگونه جریانات منفی ذهنی را در رابطه با موضوعات برونی در بر نخواهد داشت.

این روش تمرکزی ذهن را بتدریج آرام و آرام تر نموده و از انبساط عوامل منفی بیرون می آورد. چنین ذهنی یکپارچه هوشیار دقیق و آرام است و آمادگی برای تجربه خودنگری  و بصیرت درونی یامرحله سوم را پیدا نموده است.

در مرحله نهایی سالک می آموزد که با مشاهده حس های جسمانی در سر تاسر بدن به اعماق ذهن نفوذ نماید و با حقیقت واقعی طبیعت خویش آشنا گردد. تجربه حقایق درونی از طریق مشاهده آگاهانه و بدون قضاوت پدیده ها ی دایم التغییر جسمی که خود را از طریق تجلی حس های جسمانی نشان می دادند بادرک گذرا بودن آنها ویپاسانا نام دارد حاصل این خودنگری پالایش ناپاکی های ذهنی و رهایی از تمام وابستگی ها است چنین رویدادهای پیرامون باعمل و کنش درست و قابل قبولی برای خود و دیگران جو مساعدی برای زیستن در صلح و صفا بوجود می آورد. از این رو این روش را « هنر زندگی کردن» نیز نامیده اند.

منابع: کتاب هنر زندگی کردن اثرویلیام هارت و ترجمه دکتر سعید مهربانیان.

سخنرانی آقای ش. ن. گوسانکا در سال 1980 سوئیس سخنرانی ایشان در سازمان ملل درباره صلح تابستان 2000

کتاب درمان درمان گرا مراقبه ویپاسانا تالیف پل فلایشمن